فناوري اطلاعات مزيت نيست ، مزيت آفرين است
فناوري اطلاعات مزيت نيست ، مزيت آفرين است
امروزه فناوري اطلاعات يكي از اركان اصلي بانكداري به حساب مي آيد . از سوي ديگر افزايش قدرت فناوري اطلاعات و فراگيري آن تمايل بانكها را بر روي سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات به شدت تحت تاثير قرار داده است . اما آنچه در اين ميان بيش از همه اهميت دارد آن است كه آيا اين فناوري براي بانك ها اهميت راهبردي دارد يانه ؟ و اگر دارد چگونه مي تواند از آن بهره مند شد ؟ قصد بر آن است در اين فرصت نگاهي به نقش فناوري اطلاعات در بانكداري با محوريت سئوال مذكور داشته باشيم .
فناوري ها در ابتداي پيدايش خود مي توانند فرصتهاي راهبردي بسياري براي سازمانها خلق كنند .اما پنجره فرصتهاي رقابتي اين تحولات براي هميشه باز نمي ماند و تنها سازمانها و بانكهاي آينده نگر مي توانند قبل از بسته شدن آن، از فرصتهاي راهبردي خلق شده بهره گيرند . نا گفته پيداست كه پس از مدتي به دليل فراگيري فناوري، از ارزش راهبردي و تمايزي كه مي آفريند كاسته مي شود و كم كم به يك عامل توليدي تنزل مي يابند .با اين وجود فناوري ها در اين فرصت به گونه اي عمل مي كنند كه علاوه بر تغييرات گسترده در روش هاي عملياتي موجب تحولاتي شگرف در بازار نيز مي شوند . اين كاهش اهميت در خلق راهبرد ، اين فناوري ها را به فناوري هاي ساختاري تبديل مي كند . فناوري اطلاعات اما تفاوتهاي ديگري نيز در ذات خود دارد . به عنوان مثال فرايندها و تجارب شركتها نيز در اين فناوري تجلي مي يابند و همراه با عمومي شدن آن به عنوان جزيي از نرم افزارها به ديگر سازمانها انتقال مي يابند و اثر مضاعفي بر كم كردن تمايز بين سازمانها برجاي مي گذارد . بدين معني كه نه تنها خود فناوري ديگر تمايز آفرين نيست بلكه تجربياتي كه جزيي از آن مي گردند نيز تمايزهاي را كم رنگ مي كنند . در اين ميان قانوني وجود دارد كه هرگاه منبعي براي رقابت الزامي باشد اما از نظر راهبردي اهميت نداشته باشد ، ريسك آن بيشتر از مزايايي است كه خلق مي كند .
ديدگاهي كه برشمرديم منطقي به نظر مي رسد . بدين معني كه امروزه بانكها نمي توانند به فناوري اطلاعات به عنوان يك عامل راهبردي و تمايز آفرين نگاه كنند . اين فناوري به جزيي الزامي براي فعاليت و رقابت در عرصه بانكداري تبديل شده است . و بنا بر ديدگاه فوق بانكها با تاخير در خريد فناوري هاي اطلاعاتي مي توانند از ريسك و هزينه هاي اضافي جلوگيري كنند و تجربيات موفق را به همراه راه حل هايي كه اين فناوري در اختيار قرار مي دهد مورد استفاده قرار دهند .
اما مسئله تنها اين نيست . شايد ما در پيش فرضهاي مسئله خود خطا مي كنيم . در حقيقت فناوري اطلاعات به خودي خود اهميت راهبردي ندارد . فناوري اطلاعات به دليل تاثيرات غير مستقيمي كه در ذات خود دارد راهبرد آفرين است . اين فناروي كاتاليزوري تمام عيار براي تمايز راهبردي است . اين فناوري فرصتهاي شگرفي براي نوآوري خلق مي كند .تمايز آفريني در ذات اين فناوري نيست بلكه در شيوه هاي نويني است كه براي كسب و كار تسهيل مي كند .
به نظر مي رسد سئوال مطرح شده جز براي دوره اي كوتاه قابل طرح نباشد . شايد بايد پرسيد فناوري اطلاعات چگونه به خلق راهبرد كمك مي كند ؟ چگونه مي تواند زمينه را مهيا كند و امكانات لازم را در اختيارمان قرار دهد ؟ اين فناوري با خصوصيات منحصر به فردش مانند بهبود مستمر چگونه مي تواند راهبردهاي جديد كسب و كار را تعريف و دگرگون سازد .
در نهايت بايد گفت بانكداران بايد به بينش بهره گيري از فناوري اطلاعات براي خلق راهبردهايي متمايز در كسب و كار خود مجهز شوند . بهره گيري از فناوري اطلاعات براي انجام فعاليتها به روش سنتي بانكداري نه تنها اهداف راهبردي بانك را محقق نمي سازد بلكه اثرات اين فناوري را نيز خنثي مي كند . تاثير راهبردي سرمايه گذاري بر فناوري اطلاعات از آثار تجمعي ابتكارهاي مستمر و تدريجي در ابداع شيوه هاي كسب و كار در كوتاه مدت و داشتن چشم اندازي بلند مدت از چالشها و فرصتهاي پديد آمده در حوزه فناوري اطلاعات پديدار مي شود .
اميد است مديران بانكي كشور با تكيه بر بينشي عميق در زمينه كشف فرصتهاي نوين كسب و كار و چشم اندازي دراز مدت در زمينه چالشهاي فناوري اطلاعات راهبردهاي نويني در صنعت بانكداري خلق كنند .










