به استحضار می رساند روز یکشنبه مورخ ۱/۲/۸۷ کلاس بازاریابی خدمات خانم دکتر قناب آبادی صبح و کلاس نگرش سیستمی دکتر خرم بعد از ظهر برگزار می گردد.
با سپاس
کربلایی
به استحضار می رساند روز یکشنبه مورخ ۱/۲/۸۷ کلاس بازاریابی خدمات خانم دکتر قناب آبادی صبح و کلاس نگرش سیستمی دکتر خرم بعد از ظهر برگزار می گردد.
با سپاس
کربلایی
زوروی بانکی
"زورو "امسال مهمان خانه های ایرانیان بود ؛البته نه در قالب فیلم سینمایی نوروزی بلکه در شکل و شمایل یک بازيگر تیزر تبلیغاتی .او این بار هم مورد مخالفت بود . گویا سرنوشت اوست که مدام به خاطر حضور جنجالی خود (چه در زندان چه در تیزر) مورد نقد قرار گیرد . "زورو" در دنیای مدرن شاید دیگر طرفداری نداشته باشد ،چرا که کار او را نهادهای مدرن به عهده گرفته اند . اما آیا این دلیل سر در آوردن او از یک تیزرتبلیغاتی است ؟ قدر مسلم آن است که او اسیر خلاقیت بازاریابها به این فضای چند ثانیه ای تبعید شده است؛ کاری که گروهبان "گارسیا" با تمام تلاش خود در آن توفیق نیافت .زورو قهرمان پرده سینما با ساعتها درخشش؛ این بار ناخواسته اسیر فضای چند ثانیه ای یک تیزر شد . اگرچه دست اندرکاران تیزر برای خلاصی او ، زمان پخش این تیزر را در مجموع به اندازه زمان یک فیلم سینمایی افزایش دادند، اما این ترفند هم مشکلی را از "زورو" دوا نکرد . این ترفند عواقب دیگری نیز داشت . زوروی جذاب این بار خسته کننده می نمود . این خستگی و بلاتکلیفی ناشی از قرار گرفتن در یک محیط ناخواسته و نا آشنا در امضای او نیز نمایان بود . این بار با ضربات شمشیر نام خود را حک نکرد تنها با خطوطی درهم این آشفتگی را فریاد زد . به هر طریق "زورو" به خاطر اعتراض به وضع موجود" زورو" است . براستی "زورو "چه کرد که این مخالفتها را در پی داشت ؟این یادداشت به بهانه اعتراض به پخش این تیزر نگاشته می شود اما سعی دارد نگاهی احساسی به" زورو" نداشته باشد گو اینکه " زورو" و هر قهرمانی بخشی از قدرت خود را از تحریک احساسات می گیرد .
هر شهروندی هر روزه در معرض هزاران آگهی تبلیغاتی یا محرکهای تبلیغاتی قرار می گیرد . در این ازدحام او تماشا می کند بدون آنکه ببیند و می شنود بدون آنکه گوش کند . گویا او در مقابل این محرک به نوعی مصونیت یافته است. او بدون احساس نگرانی از اینکه ممکن است به خاطر بی توجهی به آگهی چیزی را از دست بدهد اکثر آگهی ها را نادیده می گیرد . جالب این که علی رغم تمام تلاشها و هزینه ها برای دیده شدن ،او ظرف کمتر از چند صدم ثانیه با چشم پوشی از اگهی همه تلاشها و هزینه ها را به باد می دهد . این ذهن بسته یکی از اثرات جانبی تبلیغات امروز است . با این وجود مبلغان بدون توجه به آن در صددند تا راهی به درون این ذهن بسته بگشایند، چرا که این منفذ تنها راه ادامه حیات آنهاست . اما به زعم بسیاری از انها هنوز روزنه ای باقی است . تازگی و خلاقیت شاید تنها روزنه امید برای ورود به این ذهن های بسته باشد . این امر شاید موجه ترین و اصلی ترین دلیل باز کردن پای "زورو "به تبلیغات بانکی است . اما داستان به همین جا ختم نمی شود . اولین سئوال ان است که آیا خلاقیت را حد و مرزی هست ؟ اگرچه در بعضي موارد شاید خلاقیت را در گذشتن از مرزها تعبیر و تفسیر می کنیم ،اما این بدان معنا نیست که ما با توسل به خلاقیت مجاز به بهره گیری از هر فضا و موضوعی هستیم . به عنوان مثال علی رغم اهمیت و تاکیدی که بر ارزشهای قرض الحسنه می شود ایا براي تبليغ به آن دست زدن به هر خلاقیتی مجاز است ؟ آيا خلاقیتی که کمک می کند قرض الحسنه تا سطح یک لاتاری سراسری تقلیل جایگاه دهد خلاقیتی اثر بخش است ؟ آیا این خلاقیتها با روح حاکم بر آنچه تبلیغ می کنیم سازگار است ؟ البته این موضوع که دستاویز اصلی برای نقد این گونه تبلیغات هم هست موضوع مورد علاقه این یادداشت نیست. اما باید به درستی به سئوالات پیرامون آن اندیشید و در صدد پاسخ بدان برامد .
اما آنچه این یادداشت است دیگر عناصر مطرح در یک تبلیغ درست است . به عنوان مثال الگوی AIDA در ساخت پیام تبلیغاتی می تواند معیاری برای سنجش درستی تبلیغات باشد . طبق این الگو و با توجه به این واقعیت که در ساخت پیامهای تبلیغاتی کمتر شیوه های مشخصی وجود دارد، این ابزار ادعا دارد ابزارهایی برای ساخت پیامهای تبلیغاتی مناسب وجود دارد . این الگو برای برنامه ریزی پیام تبلیغاتی شیوه ای 4 منظوره را پیشنهاد می کند که عبارتند از : جلب توجه ، ایجاد علاقه ،تحریک تمایل و نهایتا سوق دادن به سوی خرید .
تحقیقات و نظر سنجی ها نشان داده است که این گونه تبلیغات در جلب توجه توفقیات بسیاری داشته اند . مردم انها را به یاد دارند و از انها تعریف می کنند و ... انها نام بانک تبلیغ کننده را در ذهن خود دارند . این موضوع مهم و حیاتی است . اما این جلب توجه برای تحقق اهداف یک تبلیغ کافی نیست .آیا تبلیغ برای یادآوری برند ساخته شده بوده یا استراتژی فروش را دنبال می کرده است ؟ فراموش نکنیم تبلیغ یکی از عناصر استراتژیهای بازاریابی است . در این برهه زمانی که تلاش برای جذب منابع قرض الحسنه است بعید به نظر می رسد که یادآوری برند وزن اصلی آگهی و هدف ساخت آن باشد . اگرچه این دیده شدن موثر است اما این تنها اولین گام در یک تبلیغ موثر است . حال که این تبلیغ دیده شد چه ؟ آیا این تبلیغ با محصول و خدمت ارتباطی دارد ؟.آیا اجزای تشکیل دهنده تبلیغ با تجربه ها و نگرشها و ارزشهاي مشتریان هدف تناسب دارد ؟ آیا از نظر او قابل قبول و صحیح است ؟ مسئله مهم دیگر آن است که آیا تبلیغ در تحریک میل فرد موثر است ؟ آیا در راستای تفکر و عمل اوست ؟ آیا قدرت آن را دارد که او را متقاعد کند و نیاز او را برطرف سازد ؟ آیا این تبلیغ توانسته است مشتری را در انتخاب محصول و خدمت متقاعد کند یا صرفا او را سرگرم کرده است ؟ آخرین شاخص که نتیجه بخش تمام تلاشهاست سوق دادن فرد به خرید محصول و خدمت است . آیا امارهاي رشد فروش محصول و خدمت، این سوق دادن و ترغیب میل به خرید را تائید می کنند ؟
با کمکی دقت و تحقیق می توان دریافت که این نوع تبلیغات در پاسخگویی به سئوالات فوق ابهاماتی را به همراه دارند . بی شک هیچ سازمانی برای تفریح و سرگرمی افراد دست به تبلیغات پرهزینه نمی زند . پس ناگفته پیداست که تنها جلب توجه کافی نیست. فرصت نفوذ در ذهن مشتری باید ادامه یابد تا به نتایج دلخواه ختم شود فرصتی که با کم توجهی اثربخشی خود را با تردید همراه می سازد .
بانک مبلغ یکی از موسسات خلاق در امر تبلیغات است . این مزیت محرک دیگر بانکها و موسسات برای ارتقای صنعت تبلیغات کشوراست . صرف هزینه های در خور توجه برای ساخت تیزر -با توجه به حربه ای که شرکتهای تبلیغاتی برای ساخت تیزرهای مجانی که به کسب امتیاز پخش ختم می شود - نشان از اهتمام و اعتقاد به جایگاه یک تبلیغ درست و مناسب دارد . خلاقیت موجود در راه درست می تواند شکوفایی به همراه داشته باشد ، اما با انتخاب راه نادرست ،نتیجه ، مرگ آن خلاقیت خواهد بود .
به تبلیغات در چارچوب استراتژیهای بازاریابی بیاندیشیم . از کوتاه نگریهای کوتاه مدت اجتناب کنیم و به بسترهای فضای تبلیغات و مشخصات مخاطبان آن بیشتر بیاندیشیم .این پیشنهادها می تواند موجب بهبود تبلیغات بانکی باشد . فراموش نکنیم بانکها بیشتر دیده می شوند به همين دليل بهتر است درست دیده شوند .
احسان باقری
|
حق با كدام مشتري است؟ احسان باقري
اين جملات آشنا سخنان رهبر فقيد هند ماهاتما گاندي است. سخناني كه امروز در هر سمينار و نوشتهاي در خصوص بازاريابي و مشتريمداري به آن برميخوريم. اين كه چطور رهبري سياسي «حقوقداني برجسته و سمبل مبارزه منفي و نفي خشونت چنين سخناني بر زبان رانده حتما داستان جالبي دارد. اما آنچه مهم است اين است كه سخنان و صدها سخن ارزشمند ديگر از اين دست معيار و شاخصي شده، براي فهم ما از ارزش مشتري و ضرورت مشتريمداري. متن فوق در روزنامه دنياي اقتصاد روز يكشنبه ۱۸فروردين ماه به چاپ رسيده است . | |