تبليغاتX
MSM.IMI

     

بازارهاي دوسويه نيازمند استراتژيهاي متفاوت

 

 

يكي از محورهاي مورد علاقه بانكداري امروز كشور كارتهاي الكترونيكي و اعتباري است . مقاله منتشر شده در آخرين شماره نشريه هاروارد بيزينس (اكتبر 2006 )  در مقاله اي جالب به تشريح بازارهاي دو سويه پرداخته است كه مي تواند نگاهي نو را به مديران كسب و كار كشور هديه كند .يكي از بازارهاي دوسويه كه در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است ،صنعت بانكداري و كارتهاي اعتباري است. بر آن شدم تا در  يادداشتي ضمن دعوت از مديران ارشد براي مطالعه و بهره برداري از اين مقاله چكيده اي از آن را براي درج در صفحه بانك و بيمه مهيا كنم .  

    پس از جنگ جهاني دوم  كسب و كارهايي موفق تر بوده  و توانسته اند چهره دنيا را تغيير دهند  كه دو دسته از مشتريان متفاوت را به هم پيوند داده اند . اين خدمات بيشتر در حكم بستر ظاهر شده اند، بدين معني كه زير ساختهايي را فراهم كرده اند تا تعامل دو گروه مختلف مشتريان را ممكن سازد كه در اصطلاح به اين بازارها "بازارهاي دو سويه" اطلاق مي شود. يكي از اين بسترها بازار  كارتهاي اعتباري است .

     در بازارهاي سنتي ارزش از سمت هزينه ها به در آمدها جريان مي يابد اما در شبكه دو سويه چون در هر دو سوي كسب و كار  كاربر داريم ،در هر دو سو، هزينه ها و درآمدهايي قابل شناسايي اند . به عنوان مثال وقتي كارت اعتباري صادر مي شود در يك سوي شبكه فروشندگان يا پذيرندگان كارتها قرار دارند كه امكان بهره گيري از كارتها را براي كاربران يا مشتريان يا همان دارندگان كارتهاي اعتباري در سمت ديگر بازار  فراهم مي كنند . پذيرندگان براي بانك هزينه زا هستند اما در عين حال بانكها با دريافت كارمزد از تراكنشهاي انجام شده از اين سمت بازار نيز كسب درآمد مي كنند . سوي ديگر شبكه يعني دارندگان كارت نيز در عين درآمد زايي براي بانك هزينه هايي نيز به آن تحميل مي كنند . مطلب اصلي آن است كه بدانيم  با استراتژيهاي بازارهاي سنتي و غير شبكه اي نمي توان اين بازارها را مديريت نمود  .

   اما اين بازارها چه خصوصياتي دارند ؟ يكي از مهمترين ويژگيهاي آن اين است كه در شبكه ها ارزش بستر براي هر كاربر تا حد زيادي به تعداد كاربراني كه در سمت ديگر شبكه قرار دارند بستگي دارد . به عنوان مثال تعداد پذيرندگان كارت براي دارنده به جهت تنوع و گستردگي استفاده مهم است و براي پذيرنده كارت تعداد كاربراني كه با داشتن كارت مي توانند اقدام به خريد  كنند . بنابراين به طور معمول كاربران حاضرند براي شبكه هاي بزرگتر و كارآمدتر هزينه هاي بيشتري پرداخت كنند . اما در بازارهاي سنتي شاهد بوديم كه چطور افزايش مشتريان از سطح  خاصي نرخ بازگشت سرمايه را كاهش مي دهد. ويژگي ديگر اين بازارها آن است كه بستري كه به بلوغ مي رسد اغلب تحت تسلط چند بستر قدرتمند باقي مي ماند چراكه آنها بازگشت مناسب سرمايه را صرف تحقيق و توسعه و نواوري و كاهش قيمت براي حذف رقبا مي كنند . نكته قابل توجه آنست كه يكي از دو سوي بازار يارانه بگير هستند و ديگري پول زا . در مثال ما بي شك هزينه هاي پذيرندگان كارت با درآمدهاي حاصل از آنها تناسب ندارد اما بانكها از طريق سوي ديگر بازار يعني دارندگان كارت ها به كسب درآمد مي پردازند . به طور منطقي يارانه براي آن سويي از شبكه وضع مي شود كه نسبت به قيمت حساسيت بيشتري دارد . فروشندگان در قبال هزينه هاي زماني و پولي  بانك واكنش نشان مي دهند، چراكه آنها هم در پي سود خود هستند و در برابر شرايط بهتر و هزينه هاي كمتر بسترهاي ديگر را نتخاب مي كنند .

     همان گونه كه اشاره شد اولين مسئله در اين بازارها قيمت است، چراكه مي توان از هر سوي اين بازار كسب درآمد كرد. پس در هر 2 سو ما نيازمند قيمت گذاري هستيم .  اما سئوال استراتژيك آن است كه به كدام  قسمت بايد يارانه داده شود ،به چه ميزان و  تا چه مدت ؟

    جدا از نسبت ميان دوسوي شبكه ما شاهد اثرات مثبت و منفي در هر سوي شبكه نيز هستيم . به عنوان مثال كشاندن كاربران به يك سوي شبكه باعث جذب كاربران بيشتري به همان سوي شبكه خواهد شد . يا يكي از اثرات منفي مي تواند آن باشد كه برخي از كاربران دوست نداشته باشند رقباي مستقيم چنداني را شاهد باشند . كاربران بزرگ و مطرح براي ساخت يك شبكه مهم و حياتي اند ، اما بايد توجه داشت كه تقسيم ارزش حاصله مي تواند محل مناقشه ميان آنها و كسب و كاري باشد كه بستر را فراهم آورده است .

  علي رغم تلاش بانكهاي كشور  -به خصوص يكي از بانكهاي خصوصي -براي ساختن بستري مناسب در بازاري دو سويه (كارتهاي الكترونيكي و اعتباري ) اين كسب و كار هنوز داراي چالشها و مسائل مختلفي است كه به جز محك تجربه نيازمند نگاههاي علمي و كارشناسي بسياري نيز هست .  

مسئله قيمت گذاري براي كاربر پذيرنده به دلايل مختلف هميشه مورد توجه بوده و بارها شاهد اصلاح روشها و هزينه هاي تحميلي به اين سوي يارانه بگير بوده ايم . در خصوص كارتهاي اعتباري يارانه ها به پذيرنده تعلق مي گيرد اما اينكه اين يارانه چه ميزان است و تا چه مدتي بايد پرداخت آن را ادامه داد و همچنين روشهاي به كار گرفته شده از تصميمات مهم و استراتژيك براي اين نوع كسب و كار خواهد بود . در پرتو شناخت اين بازارها و استراتژيهاي مناسب است كه مي توان به موفقيت در اين بازارها اميدوار بود وگرنه همان گونه كه اشاره شد با آزمون و خطا و استراتژيهاي بازارهاي سنتي نمي توان به اهداف و سود مورد نظر رسيد .

نكته بسيار مهمي كه البته مغفول مانده اين است كه در صورتي كه يارانه بگير شبكه (يعني همان پذيرنده كارت ) معاملات خود را با سوي پول دار  بستر رقيب انجام دهد سرمايه گذاريها به هدر خواهد رفت . سرمايه گذاري روي بهبود شبكه و كيفيت خدمات و محصولات ، تحقيق و توسعه جهت نوآوري و استراتژيهاي كاهش هزينه اين امكان را فراهم مي كنند تا پيشگامان اين بازارها بتوانند به بسترهايي قدرتمند براي رقابت تبديل شوند . مقوله اي كه امروز حتي با ايجاد بستري به نسبت جوان بدان توجه نمي شود . اما اينكه بانكها بخواهند در  بازار دوسويه رقبا را سهيم كنند يا براي كسب تمام آن بجنگند ، بستگي به شرايط دارد و اينكه آيا بازار شبكه اي آنها  قرار است از يك بستر استفاده كند يا نه   ؟

به هر طريق اين مقاله مي تواند ديدگاه هاي ارزشمندي را براي مديران بانكي فراهم كند تا بتوانند به اهداف خود يك قدم نزديك تر شوند .  

 

                                                                                       احسان باقري

 

 

 

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 9:40 |

                                           "بازاريابي ونوسي"

 

    وقتي در مورد ونوس صحبت مي كنيم حتما بسياري از شما به ياد كتاب "زنان ونوسي مردان مريخي" مي افتيد كه آن را با دقت مطالعه كرده و البته درسهاي بسياري هم از آن ياد گرفته ايد .  اگرچه زياد از موضوع آن كتاب دور نيستيم اما اين بار سعي داريم شما را به بخشهايي ديگر از اين سياره راهنمايي كنم يعني بازاريابي در سياره ونوس ! و اميد كه اين بار هم همچون مطالعه كتاب "مردان مريخي زنان ونوسي" به آموزه هاي شما افزوده شود !

   جالب است بدانيد كه انسانها داراي سه نوع مغز هستند . اولين مغز به مغز خزنده معروف است كه اعمال غريزي ما را تحت كنترل دارد كه البته حيوانات هم داراي اين مغز هستند . دومين مغز ، مغز كناري يا حاشيه اي است كه به مغز عاطفي نيز معروف است يعني مركز عواطف و احساسات در اين نقطه قرار دارد.  لازم است بدانيد كه  اين نوع مغز  در برخي از حيوانات مانند سگ نيز  تكامل يافته است . اما وجه تمايز ما با حيوانات مغز نئوكورتكس يا همان مغز تفكر است . كه ما را قادرمي سازد تا به تفكر پرداخته و به موضوعات بطور منطقي نظر كنيم .

   امروز با گسترش فن آوري اطلاعات و انبوهي از اطلاعات كه به وسيله اين فن آوري توليد ، طبقه بندي و در گستره وسعي توزيع مي گردد، مغز نئوكورتكس ما تحت هجوم انبوهي از اطلاعات قرار گرفته است . اين حجم از اطلاعات باعث شده است كه ظرفيت اين قسمت از مغز ما تكميل شود و مانند حافظه اي پر شده اضافه بار اطلاعات به مغز مياني انتقال يابد و بناچار  بسياري از مردان و زنان براي تصميم گيري به اين قسمت از مغز خود مراجعه كنند . پس بدين ترتيب اولين اصل در بازاريابي ونوسي شكل مي گيرد : از اين پس فن اوري اطلاعات بيشتر اطلاعات عاطفي و كمتر اطلاعات منطقي را به همراه دارد .

 

حال جا دارد كه در خصوص اين بازاريابي و مشخصات آن بطور اجمال بحث كنيم .  

    برخلاف اعتقاد رايج فن آوري اطلاعات درآينده بيشتر براي انتقال اطلاعات عاطفي به كار گرفته مي شود و زمين را به ونوس تبديل خواهد كرد نه مريخ ! پس سئوال اينجاست كه مشتريان چه مي شوند ؟ مشتريان دراين سياره را زنان تشكيل مي دهند چه زنان واقعي به لحاظ معنايي و چه مردان زن مدار! چراكه همانگونه كه اشاره شد فن آوري اطلاعات كه انبوهي از اطلاعات را به مغز انسان سرازير مي كند انسانها را وادار مي كند براي تصميم گيري از مغز كناري يا حاشيه اي خود بهره  گيرند كه به مركز احساسات و عواطف مربوط است . پس نوع تصميم گيري آنها به شكل تصميم گيري خانمها نزديك مي شود و احساس و عاطفه نقش بسيار مهمي را در اين فرآيند به عهده خواهد داشت .  همانطور كه مي دانيم زنان از قوه عاطفي و درك مستقيم خوبي برخوردارند . اين ويژگي مشخصه بسياري از انسانها در عصر فن آوري اطلاعات و ارتباط خواهد بود .  استفاده روز افزون از فن اوريهاي تقابلي مثل SMS  يا CHAT  نيز گواهي بر اين مدعاست كه ما با دنيايي تقابلي روبرو هستيم كه مشخصه زنان است .بايد در اين سياره براي درك بهتر نيازهاي مشتريان از اين توان استفاده بهينه كنيم  .

      تحقيقات گسترده در مورد مردان در كشورهاي مختلف هم مويد اين نكته بوده است كه مردان  حساس تر شده و احساس بيشتري به خرج مي دهند  . به عنوان مثال درآمريكا دو سوم مردان نه ثروت و افتخار بلكه عشق و خانواده را به عنوان مهمترين خواسته خود انتخاب كرده اند . يعني آنها دارند كم كم رمانتيك مي شوند !

    حال بايد ديد در اين سياره چطور مي توان بازاريابي كرد و موفق بود ؟

    در اين دنياي جديد بايد سعي كنيم علاوه بر خدمات و محصولات عالي براي مشتريان خود احساس خوب براي انها خلق كنيم  .يعني ديگر فقط كافي نيست كه مشتري محصول و خدمت ما را به لحاظ منطقي مفيد و داراي ارزش تلقي كند بلكه احساسي كه از اين رابطه حاصل مي شود براي او ارزشمند و ماندگار باشد و اين باعث خواهد شد براي تكرار تجربه خوشايند خود دوباره بسوي ما باز گردد . اما براي اين كار لازم است كه مشتريان را به خوبي بشناسيم پس لازم است كه  فعالانه  به دنبال كسب آگاهي درباره مشتريان باشيم تا بتوانيم در پرتو اين شناخت تجربيات و احساسهاي خوشايندي براي او خلق كنيم .

    در ونوس شناخت مشتري بهترين ابزار دستيابي به نيازهاي پنهان اوست . نيازهاي عاطفي را نمي توان با تحقيقات كمي و مستقيم كشف كرد .تنها با تحقيقات مبتني بر اگاهي از مشتري مي توان آن را كشف و پيش بيني كرد . تحقيقات كمي شناخت  اتفاقي است كه  براي مشتري افتاده اما شناخت مشتري درباره اتفاقي است كه براي وي روي خواهد داد . در اين سياره اتفاقها بايد خوشايند او باشند .

  در اين دنيا بايد فعال بود نه منفعل؛ چراكه اهالي اين سياره به ما نخواهند گفت  خواهان "چه چيزي" هستند و اين ما هستيم كه بايد سعي كنيم نيازهاي آنها را كشف و پاسخ گوئيم   . اهالي اين سياره انتظار دارند ما از خواسته ها و نيازهايشان آگاه باشيم يا به قول معروف دركشان كنيم ! اگر نتوانيم اين كار را به خوبي انجام دهيم احتمالا به خوبي مي دانيم كه چه بر سرمان خواهد آمد !

    نام تجاري ما  نيز با داشتن تمام ويژگي هايي كه يك نام تجاري دارد بايد جاذبه هم داشته باشد . بايد در اطراف نام تجاري يك هاله ايجاد كنيم و حتي گام را فراتر گذاشته يك نام فريبنده ايجاد كنيم . در دنيايي كه احساسات و عواطف كاركرد ويژه يافته اند فريبا بودن نام تجاري مي تواند بسيار متمايز كننده باشد .

     در خدمات همدلي نقش موثري دارد . در سياره ونوس اين اعتماد پذيري است كه اهميت دارد. بدون همدلي در واقعا قادر نخواهيم بود به درك متقابل با مشتريان دست يابيم . اين همدلي همان احساس و پاسخ به احساس و دغدغه مشتريان است . ايجاد اعتماد در اين سياره اگرچه كار دشواري است اما به دشواري اش مي ارزد . صداقت و همدلي و روراست بودن در طول زمان به اين اعتمادپذيري كمك مي كند.  در زماني كه نيازداريد تا اين اعتماد ايجاد شود با دقت و شدت به كار خود ادامه دهيد .وقتي كه اين اعتماد ايجاد شد كار تازه شروع شده ؛يعني بايد آن را حفظ و هر روز بدان عمق بخشيد .فراموش نكنيم كه اعتماد دير بدست مي آيد اما زود از دست مي رود . اگر توانستيم اين اعتماد را به خود جلب كنيم مي توانيم از حمايت افراد اين سياره به خوبي منتفع شويم .  

  بايد تلاش كرد احساس مالكيت مشتريان افزايش يابد و اين مهم تنها در سايه مشاركت آنها در فرآيند كسب و كار بدست مي آيد . وقتي مشتري در تمام فرآيند هاي كاري حضور فعال و موثر دارد به خوبي خود را به شما مي شناساند و از سوي ديگر احساس خوشايندي از اين مشاركت به او دست خواهد داد و در واقع شما را به دو هدفي كه قبلا به آنها اشاره شد مي رساند ،يعني شناخت مشتري و ايجاد احساس و تجربيات خوشايند براي او .

فراموش نكنيم در اين سياره بايد قلب را هدف بگيريم . روي زمين جنگ بازاريابي در سر مشتري در جريان است اما در سياره ونوس در قلب ايشان جاي دارد . امروز اكثر مزيت هاي رقابتي ناشي از احساس است . اشتباه است اگر فكر كنيم كه فن اوري دنياي منطقي تري مي سازد . پس در اين دنيا بجاي فكر بايد از احساس مدد بگيريم.

در اين سياره همه چيز واجد اهميت است حتي كوچكترين كارها كه از نظر ما كم اهميت جلوه مي كند يا حتي كم اثر ، مي تواند اثرات بسياري به دنبال داشته باشد . هيچگاه تلاش نكنيد ونوسي ها را فريب دهيم ، چرا كه ديگر به ما اعتماد نخواهند كرد . صداقت مي تواند اثري داشته باشد كه باور كردني نيست .  اگر قادر نيستيم كاري را انجام دهيم نبايد به آنها قول بدهيم  . آنها بايد احساس كنند با آنها منصفانه برخورد شده است و قيمت ما نيز براي ايشان قابل درك باشد در اين صورت است كه به ما اعتماد مي كنند . بايد سعي كنيم همه چيز را ساده و روشن و صادقانه برايشان توضيح دهيم .آنوقت كه آنها اين مسائل را پذيرفتند ديگر قويترين شايعات و استدلالها هم نمي تواند بر احساس خوب انها نسبت به ما اثر كند .

    در بازايابي نه اندكي بهتر بلكه اندكي متفاوت باشيم. در اين صورت است كه مي توانيم حرفي براي گفتن داشته باشيم . بهترين كانال توزيع در ونوس جامعه است. در اين جامعه ارتباطات افقي يعني گفتگو است كه مي تواند خدمات ما را در دسترس قرار دهد . اينان در اين سياره عاشق صحبت كردنند .آنها عاشق ارتباط تقابلي و تك به تك اند. اگر توانستيم ارتباط تقابلي و تك به تك با آنها برقرار كنيم  در اين صورت است كه در همهمه رقبا آنان فقط صداي ما را خواهند شنيد .

 

 

 

 

منبع : سخنراني هرماوان كارتاجايا مدير موسسه بازاريابي WMA   و ايده پرداز بازاريابي ونوسي دركنفرانس بين المللي بازاريابي

 

احسان باقري

 

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 9:37 |

 

                               چگونه نوآوري را سركوب كنيم !

 

 

    اگر شما خداي ناكرده از آن دسته از مديران هستيد كه بشدت از حضور پديده هاي نو در سازمانتان نگران و در مقابل آنها مقاوم مي باشيد مقررات زير را با دقت مورد توجه قرار داده و مطمئن باشيد كه اين اصول ده گانه به شما كمك مي كند تا ريشه نوآوري را در هر شكل آن از سازمان خود بركنيد .اما  اگر جز مديراني هستيد كه عاشق نوآوري و خلاقيت مي باشند  باز توصيه مي شود كه اصول زير را با دقت به يادداشته باشيد تا ناخواسته زمينه ساز سركوب نوآوري در سازمانتان نشويد . آن قوانين به شرح زيرند :

1-  به هر ايده تازه اي كه از سوي زيردستان به شما ارائه مي شود با ترديد و بدگماني نگاه كنيد (صرفا به اين علت كه هم  جديد است و هم از سوي زيردستان پيشنهاد شده است !)

2-  بر اين پافشاري كنيد كه كاركناني كه براي  اقدام به كاري به تصويب شما نياز دارند ابتدا به چندين طبقه ديگر از مديران و كاركنان ديگر مراجعه كرده و تائيد بگيرند .(تا اين ايده غير عملي و مضحك جلوه نكند !).

3-  از واحد هاي سازماني و افراد بخواهيد در مورد پيشنهادهاي يكديگر به بحث و مجادله پرداخته و آنها را مورد انتقاد قرار دهند . ( اين تدبير بار تصميم گيري را از دوش شما بر مي دارد !)

4-  انتقادات خود را آزادانه ابراز كنيد .اما از تحسين خودداري كنيد .(چون انتقاد راحت و تحسين باعث افزايش توقع كاركنان از ما مي شود و هزينه هاي مرتبط با خود را دارد !).

5-  براي منصرف كردن افراد از گزارش كردن اشكالات در حوزه كاري ، با مشكلات به عنوان نشانه هاي ناكارآمدي برخورد كنيد و افراد را سرزنش و توبيخ نمائيد (تا معلوم شود شما به عنوان مديري كارآمد تا چه ميزان بر امور تسلط داريد !)

6-  به طور مكرر همه چيز را كنترل كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه افراد به  آنچه  شما مهم مي دانيد اهميت داده و انجام مي دهند (زيرا شما بهتر از همه مي دانيد كه چه چيز به صلاح است وگرنه در اين سطح قرار نمي گرفتيد !).

7-  در مورد تجديد سازمان يا تغيير در سياستها ، محرمانه تصميم بگيريد و بطور ناگهاني آن را به افراد ابلاغ كنيد ( زيرا كاركنان فقط بايد مجري تغييرات مديران باشند و نيازي به دخالت انها در فرآيند تصميم گيري به چشم نمي خورد !)

8-  اطمينان حاصل كنيد كه هرنوع تقاضاي اطلاعات دليل داشته باشد و و اطلاعات به را حتي توزيع نشود . (بديهي است كه مايل نيستيد اطلاعات به دست افراد ناباب بيفتد !)

9-  بررسي ايده ها را به تعويق بياندازيد .(زيرا شما با اين همه پرونده و نامه وقت كافي براي رسيدگي به ايده هايي كه ممكن است عملي نباشد را نداريد !)

10-مهمتر از همه فراموش نكيند كه شما به عنوان مقام بالاتر بايد قبل از همه از نكات مهم درباره اين كسب و كار مطلع شويد !

 

 

منبع : كتاب خدايان مديريت نوشته چارز هندي

احسان باقري

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 9:32 |

 

توليد اطلاعات در دنياي امروز چقدر است ؟

 

حجم توليد اطلاعات در سطح جهان روندی کاملاً تصاعدی و شگفت انگيز را طی مي‌نمايد.  يکی از ويژگی‌های مهم عصر اطلاعات، ميزان توليد، ذخيره سازی و نشر اطلاعات در جهان است. اکثر کارشناسان و متخصصين فناوری اطلاعات بر اين باور مي‌باشند که در عصر حاضر ما با اقيانوسی از اطلاعات مواجه بوده و مي‌بايست در عوض پرتاب نمودن خود به درون اين اقيانوس با نحوه شنا کردن درون آن آشنا شويم. با توجه به ميزان رشد سی درصدی اطلاعات ذخيره شده در هر سال، ما شاهد تغييرات اساسی در اکولوژی انسانی مي‌باشيم. همه چيز عمومي‌بوده و همه چيز در حال ثبت و ضبط است. سازمان‌ها و موسسات، نيازمند مديريت هوشمندانه اطلاعات مي‌باشند. استفاده از راه حل‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات صرفاً در اين راه کارساز نبوده و ما همچنان نيازمند بررسی و آناليز دقيق و موشکافانه اطلاعات مي‌باشيم. بشريت امروز در حال غرق شدن در اطلاعات مي‌باشد و ما نيازمند استفاده از روش‌های مطلوبتر به منظور سازماندهی و مديريت اطلاعات مي‌باشيم. فناوری اطلاعات، هرگز جايگزين تفکر هوشمندانه و قدرت تحليل گری انسان نخواهد شد. اطلاعات توليد شده همواره صحيح و درست نبوده (در واژه اطلاعات هيچگونه جايگاهی در رابطه با صحت و درستی اطلاعات و حتی کيفيت پيش بينی نشده است) و مي‌بايست پالايش و بهينه سازی اطلاعات توسط کارشناسان متخصص هر شاخه از علوم در جهت توليد دانش به دقت صورت پذيرد.

با توجه به اينکه اطلاعات با فرمت‌های متفاوت توليد و يا از رسانه‌های مختلفی به منظور توزيع آنان استفاده مي‌گردد، استاندارد منحصر به فردی در رابطه با اندازه‌گيری ميزان اطلاعات توليد شده در طی هر سال وجود ندارد (عدم وجود يک واحد اندازه‌گيری استاندارد با توجه به ماهيت متفاوت اطلاعات و روش‌های مختلف توزيع اطلاعات). در اين راستا و به منظور دستيابی به يک استاندارد قابل قبول، محققين دانشگاه برکلی تمامي‌فرمت‌های متفاوت اطلاعات و رسانه‌های ذخيره سازی را به يک استاندارد واحد تبديل نمودند: ترابايت (Terabyte). ترابايت، يک واحد استاندارد اندازه‌گيری به منظور سنجش ميزان اطلاعات جديد مي‌باشد. استاندارد فوق، با توجه به اينکه اکثر اطلاعات جديد به شکل ديجيتال بوده و ساير فرمت‌های ذخيره سازی اطلاعات نيز بسرعت به سمت ديجيتالی شدن در حرکت بوده (مثلاً تصاوير ديجيتال جايگزين تصاوير سنتی)، و يا بصورت ديجيتال آرشيو مي‌شوند (مثلاً نشر روزنامه‌ها بر روی وب) مفيد و کارساز خواهد بود. استاندارد فوق، صرفاً به ارزيابی و سنجش حجم اطلاعات توليد شده اشاره داشته و در رابطه با کيفيت اطلاعات با يک فرمت خاص و يا کاربرد آن در جهت اهداف متفاوت، معياری را ارائه نمي‌دهد.

جدول زير واحدهای متفاوت سنجش و اندازه گيری اطلاعات ديجيتال را نشان مي‌دهد. در اين راستا و به منظور تجسم ابعاد هر يک از واحدهای فوق، نمونه مثال‌هايی نيز ذکر شده است تا برداشت و تصوری واقعی از واحد اندازه گيری در ذهن خواننده ايجاد گردد. (مثال‌های ارائه شده با تقريب مي‌باشند).


یك اگزابایت چقدر است؟

 

 

- دو کيلو بايت معادل يک صفحه تايپ شده

 

- يکصد کيلو بايت معادل يک تصوير با دقت پائين (
Kilobyte (KB 



- يک مگابايت : يک فلاپی ديسک 3/5 اينچ



- دو مگابايت : يک تصوير با کيفيت بالا (
Megabyte (MB

 

- پنج مگابايت : تمامی نوشته های شکسپير



- ده مگابايت : يک دقيقه صوت با کيفيت بالا



- يکصد مگابايت : کتاب های موجود در قفسه ای يک متری

 

- پانصد مگابايت : يک
CD-ROM

 

- يک گيگابايت : يک کاميون مملو از کتاب




- بيست گيگابايت : يک مجموعه هنری با کيفيت از آثار بتهون



- يکصد گيابايت : کف يک کتابخانه مملو از مجلات دانشگاهی (
Gigabyte (GB



- يک ترابايت : تبديل 50،000 درخت به کاغذ و چاپ آنان




- دو ترابايت : يک کتابخانه تحقيقاتی در دانشگاه



- چهارصد ترابايت : يک بانک اطلاعاتی بسيار حجيم (
Terabyte (TB



- يک پتابايت : معادل داده توليد شده سه سال در
EOS



- دو پتابايت : تمامی کتابخانه های تحقيقاتی دانشگاه های آمريکا



- دويست پتابايت : تمامی اطلاعات چاپ شده
Petabyte (PB)



- دو اگزابايت : تمامی اطلاعات توليد شده در سال 1999



- پنج اگزابايت : تمامی کلمات صحبت شده از زمان خلقت بشر
Exabyte (EB)

 

 

خلاصه گزارش



* حجم اطلاعات ذخيره شده در سال 2002، بالغ بر پنج اگزابايت بوده است که معادل نيم ميليون کتابخانه ديجيتالی جديد است.



* اطلاعات ذخيره شده در طی هر سال سی درصد رشد مي‌نمايد (هر سه سال حجم اطلاعات ذخيره شده دو برابر مي‌گردد).



بر اساس تحقيقات انجام شده توسط پروفسور
Peter Lyman و Hal Varian از دانشکده مديريت اطلاعات وسيستم‌ها در دانشگاه برکلی، ميزان توليد اطلاعات در سال 1999، بين دو تا سه اگزابايت تخمين زده شده است. اغلب اطلاعات فوق، (92 %) بر روی رسانه‌های ذخيره سازی مغناطيسی (عمدتاً‌هارد ديسک) ذخيره شده‌اند.

* حجم اطلاعات ذخيره شده، تمامي‌اطلاعات توليد شده در جهان را شامل نمي‌شود. کانال‌های الکترونيکی (تلويزيون، راديو، تلفن و اينترنت) سه و نيم برابر اطلاعات بيش از اطلاعات ذخيره شده در سال 2002 را توليد نموده‌اند. اکثر اين اطلاعات از طريق تلفن مبادله شده که ذخيره نمي‌گردند. درصورتي‌که قصد ذخيره سازی اطلاعات فوق وجود داشته باشد، به فضای ذخيره سازی معادل 3 / 17 اگزابايت، نياز خواهد بود.

* اطلاعات موجود در صفحات عمومي‌وب، بالغ بر 172 ترابايت تخمين زده شده است.

* عدم کاهش استفاده از کاغذ عليرغم رشد ذخيره سازی اطلاعات بصورت ديجيتال يکی از نکات جالب در تحقيق انجام شده است. حجم اطلاعاتی ذخيره شده (منتشر شده) بر روی کاغذ در فاصله بين سال‌های 1999 تا 2000، رشدی معادل 36 % را داشته است. استفاده از کاغذ به منظور چاپ اسناد ادارات و نامه‌های الکترونيکی، علت اصلی اين موضوع مي‌باشد (نه اينکه از آنان به منظور نشر کتب و يا روزنامه‌ها استفاده شده باشد).حجم داده ذخيره شده بصورت مغناطیسی در فاصله سال‌های 1999 تا سال 2000، رشدی معادل 80 % را داشته است.



* رسانه‌های ذخيره سازی چاپی، فيلم، مغناطيسی و نوری بيش از پنج اگزابايت از اطلاعات را طی سال 2002، در خود ذخيره نموده‌اند. نود و دو در صد از اطلاعات جديد بر روی رسانه‌های ذخيره سازی مغناطيسی، عمدتاً ‌هارد ديسک‌ها، ذخيره شده است.(محتوی نوزده ميليون کتاب موجود در کتابخانه کنگره ‌آمريکا صرفاً به ده ترابايت فضا نياز خواهد داشت. پنج اگزابايت، فضايی معادل ذخيره سازی نيم ميليون کتابخانه در حد واندازه کتابخانه کنگره آمريکا مي‌باشد).



* هارد ديسک‌ها، اکثر اطلاعات جديد را در خود ذخيره مي‌نمايند. بيش از 92 % از اطلاعات جديد بر روی رسانه‌های مغناطيسی ذخيره مي‌گردند (عموماً‌هارد ديسک‌ها).فيلم 7%، کاغذ حدود يک‌صدم درصد و رسانه‌های نوری حدود دو هزارم درصد از اطلاعات را در خود ذخيره مي‌نمايند.



* چهل درصد از اطلاعات جديد در آمريکا توليد مي‌گردد: 33 % از اطلاعات چاپی جديد، 30% از عناوين فيلم جديد، 40% از اطلاعات ذخيره شده بر روی رسانه‌های نوری و تقريباً 50% از اطلاعات ذخيره شده بر روی رسانه مغناطيسی.



* ميزان اطلاعات موجود به ازاي هريک از ساکنين زمين نيز روندی تصاعدی را طی مي‌نمايد. بر اساس گزارش
Population Reference Bureau ، جمعيت جهان 3 / 6 ميليارد نفر مي‌باشد. بنابراين با توجه به حجم اطلاعات توليد شده طی يک سال، سهم هر يک از ساکنين زمين 800 مگابايت مي‌باشد. به منظور ذخيره نمودن 800 مگا بايت اطلاعات بر روی کاغذ به حدود نه متر کاغذ نياز خواهد بود.



* جريان اطلاعات از طريق کانال‌های الکترونيکی متفاوت (تلفن، تلويزيون، راديو، اينترنت) طی سال 2002 حدود هيجده اگزابايت در سطح جهان بوده است. 98 % اطلاعات فوق از طريق خطوط تلفن ارسال و يا دريافت شده است (شامل صوت و داده بر روی خطوط ثابت و بدون کابل).



* در صورت ذخيره ديجيتال تمامي‌ارتباطات تلفنی در سطح جهان (خطوط ثابت و موبايل)، به فضائی معادل 3 / 17 اگزابايت نياز خواهد بود.(98 % از تمامي‌اطلاعات ارسال شده در فرآيند نشر الکترونيکی اطلاعات که اغلب آنان شخص به شخص بوده است).



* اکثر محتويات ارائه شده توسط راديو و تلويزيون، شامل اطلاعات جديد نمي‌باشد. تقريباً 70 ميليون ساعت (3500 ترابايت) از 320 ميليون ساعت از برنامه‌های راديو، برنامه‌های اوليه و غيرتکراری مي‌باشند.از مجموع 123 ميليون ساعت پخش برنامه‌های تلويزيونی نيز حدوداً 31 ميليون ساعت (70،000 ترابايت) برنامه غيرتکراری بوده و شامل اطلاعات جديد بوده است.



* پيام‌های فوری (
IM)، در طی روز پنج ميليارد پيام و معادل 750 گيگابايت اطلاعات را توليد مي‌نمايد. حجم اطلاعات فوق در طی يک سال به 274 ترابايت خواهد رسيد.

* نامه‌های الکترونيکی در طی هر سال حدود 400،000 ترابايـت اطلاعات جديد توليد مي‌نمايند.



* مبادله فايل
P2P، بر روی اينترنت بسرعت در حال رشد است. هفت درصد از کاربران اينترنت فايل‌ها ی خود را برای اشتراک عرضه نموده اند. حدود 93 % از کاربران برنامه‌های P2P، صرفاً فايل‌ها را download مي‌نمايند. حجيم ترين فايل‌های مبادله شده، فايل‌های ويديوئی با بيش از 100 مگا بايت ظرفيت بوده و اکثر فايل‌های مبادله شده، فايل‌های موزيک (فايل‌های mp3) مي‌باشند.



* متوسط زمان استفاده از اينترنت طی هر ماه، 11 ساعت و 24 دقيقه برآورد شده است (در سطح جهان). شهروندان آمريکا بطور متوسط در يک ماه 17 / 16 ساعت تلفن، 90 ساعت راديو و 131 ساعت از تلويزيون استفاده مي‌نمايند. حدود 53 % از جمعيت آمريکا از اينترنت استفاده مي‌نمايند، متوسط زمان استفاده هر فرد طی يک ماه و از طريق منزل 25 ساعت و 25 دقيقه و در محل کار 74 ساعت و 26 دقيقه مي‌باشد(13 % از زمان خود را طی هر ماه صرف استفاده از اينترنت مي‌نمايند).

* تعداد وبلاگ‌های (
Web logs) موجود و فعال تا سال 2003، بين 4 / 2 تا 9 / 2 ميليون تخمين زده شده است. در صورتي‌که هر وبلاگ ظرفيتی معادل 50 کيلوبايت را به خود اختصاص داده باشد، مجموع فضای ذخيره سازی تمامي‌وبلاگ‌های موجود به مرز 81 گيگابايت مي‌رسد.



منبع : www.ayandehnegar.org

احسان باقري

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 9:30 |

تاثير اينترنت بر آميخته هاي بازاريابي

 

       كشورهاي مختلف در سراسر دنيا در حال حركت به سوي تجارت الكترونيك يعني به كار گيري فناوري ارتباطي مثل اينترنت براي انجام فعاليتهاي تجاري خود هستند  تا از مزاياي بي شمار آن بهره برداري كنند . به عنوان مثال ، ارزش تجارت الكترونيك تنها در خاورميانه در سال 2002 رقمي بيش از 2 ميليارد دلار بوده است . اينترنت به عنوان فناوري عمده تسهيل كننده تجارت الكترونيك اصول پايه اي تجارت را دستخوش تغيير و تحول كرده است و دراين ميان يكي از  فعاليت هايي كه به شدت تحت تاثير قرار گرفته است بازاريابي است . بانك پارسيان نيز از آغاز با توجه خاص به مقوله بانكداري الكترونيكي به عنوان يكي از شاخه هاي تجارت الكترونيك بسترهاي بسيار مناسبي را براي تحقق آن پيش بيني كرده  و در حال حركت به سوي آنهاست كه به عنوان نمونه هايي از آنها مي توان به انواع كارتهاي الكترونيكي و خدمات اشاره كرد. بنابراين مقاله اي انتخاب شده است كه بتواند در افزايش آگاهي همكاران گرامي در خصوص با تحولاتي كه در حال رخ دادن است منشا اثر باشد .

        به طور سنتي شركتها براي تدوين استراتژي هاي بازاريابي ابتدا بازار هدف را شناسايي كرده و سپس آميخته بازاريابي را طراحي مي كنند . به نظر مي رسد اينترنت تاثير زيادي بر عناصر آميخته بازاريابي و چگونگي تركيب آنها گذاشته است .آميخته بازاريابي مجموعه اي از متغيرهاي قابل كنترل هستند كه شركتها آنها را براي پاسخگويي به بازار هدف در هم مي آميزند . در حقيقت آميخته هاي بازاريابي مجموعه كارهايي هستند كه ما به عنوان يك بانك مي توانيم انجام دهيم تا بر ميزان تقاضا براي خدمات يا محصولاتمان اثر بگذارد .

اين فعاليتها را مي توان در p 4  طبقه بندي كرد كه عبارتند از 1:-محصول(  (PRODUCT  : تركيبي از محصول يا خدمت كه شركت به بازار هدفش عرضه مي كند . 2-قيمت PRICE)) : مقدار پولي كه مشتري بايد براي محصول يا خدمت بپردازد 3-ترفيع PROMOTION)) :فعاليت هايي كه ارزش محصولات را بيان كرده و مشتري را به خريد تشويق مي كند. 4- (PLACE)مكان : شامل فعاليت هايي است كه محصول را در اختيار مشتري قرار مي دهد. لازم است يادآور شويم كه اجراي درست برنامه هاي بازاريابي به ميزان زيادي بستگي به تركيب درست عناصر فوق الذكر دارد . امروزه با ورود فن آوريهاي ارتباطي آميخته هاي بازاريابي دچار تغييرات اساسي گرديده اند كه هرروزه بر شدت اين تغييرات افزوده مي گردد . براي بانكي پيشرو كه به افقهاي جهاني مي انديشد و با انتخاب استراتژيهاي بازاريابي مناسب توانسته سهم قابل توجهي از بازار بانكهاي خصوصي  را در اختيار خود گيرد، توجه به اين تغييرات بسيار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود؛ تغييراتي كه در ادامه بطور اجمال بدانها خواهيم پرداخت .

1-  محصول : محصول را هرآنچه بتواند جلب توجه كرده و بتوان آن را به بازار عرضه كرد و نياز يا خواسته اي را ارضا كند تعريف كرده اند . اگرچه بانك خدماتي ارائه مي كند كه ضمن تناسب با تعريفي كه آمد داراي تفاوت هايي با محصول است ؛ از جمله اينكه نمي توان آن را ذخيره يا انبار كرد ، قابل لمس نيست و..... .اينترنت تاثير شگرفي بر اين آميخته گذارده است . اينترنت بستر بسيار مناسبي براي نوآوري در توليد محصول و ارائه خدمات است . شركتها مي توانند با هزينه بسيار كمي اطلاعات ارزشمندي در خصوص محصول و خدمات مورد نياز مشتري به دست آورند  . از سوي ديگر اينترنت اين امكان را به مشتري مي دهد كه به صورت گزينشي اقدام به تهيه مايحتاج خود كند .به عنوان مثال، فقط يك مقاله از يك نشريه را خريداري و مورد استفاده قرار دهد . بسياري از خدماتي كه ارائه مي شوند، اگر از طريق اينترنت صورت گيرد،  علاوه بر اينكه موجب كاهش هزينه ها در تمامي فرآيندها مي گردد اين امكان را براي مشتري فراهم مي آورد كه با سرعت بيشتر تعداد متنوعي از خدمات را همزمان دريافت نمايد .يا از خدمات   بدون توجه به محدوديت زمان و مكان بهره برداري كند و صد  البته خدمات نويي كه او   تا پيش از اين امكان بهره مندي از آن را نداشت با نوآوري و ابتكار امكان ارائه مي يابند .  

2-  قيمت : اين آميخته تنها عنصري است كه درآمد زا بوده و در مقايسه با  ديگر عناصر كه ماهيت هزينه زايي دارند از اهميت فوق العاده اي برخوردار است . اينترنت همان گونه كه اشاره شد رقابت بر سر كاهش قيمت را شدت بخشيد، به طوري كه در مواردي هزينه ارائه برخي خدمات در مقايسه با ديگر هزينه ها نزديك به صفر است . همچنين به وجود آمدن مقايسه بين قيمتها طبق تئوريهاي اقتصادي قيمت كالا و خدمت را به هزينه نهايي آن نزديك كرده است . در چنين شرايطي توجه به مزيت هايي به جز قيمت ، ضروري و لازم است ؛ هرچند هنوز اين اصل برقرار است كه خدمت هرچه بيشتر بتواند ترجيحات مشتري را فراهم آورد در عوض مشتري هم حاضر است قيمت بيشتري براي آن بپردازد . البته همان گونه كه عنوان شد اين آميخته زماني موثر است كه بتواند در پاسخ به بازار هدف بهتر عمل كند .به عنوان مثال، اگرچه استفاده بيشتر از اينترنت موجب كاهش هزينه ها مي شود اما بايد توجه داشت كه بازار هدف بانك با توجه به نو پا بودن آن و سهم كمي كه نسبت به بانكهاي دولتي دارد ، آن قشراز جامعه است كه توانايي مالي بيشتري دارند . اين در حالي است كه امكان و توانايي استفاده كنندگان از اين ابزار هم مد نظر قرار گيرد ، به طوريكه باجه به عنوان صف اول مواجهه با مشتري به درستي مورد توجه مديران بانك قرار گرفته و افزايش شعب هم حركتي است همراستا با اين استراتژي  .

3-  كانالهاي توزيع: ( يعني سازمانها يا اشخاصي كه در فرآيند انتقال محصول يا خدمت به مشتري نقش دارند ،  اگر چه شايد يافتن ارتباط اين آميخته با فعاليت هاي بانك كمي دشوار به نظر برسد ). تاثير عمده اينترنت بر عنصر مكان افزايش اندازه آن است ؛ بدين معني كه از هركجا بتوان به اينترنت وصل شد در حوزه بازار تحت پوشش قرار مي گيرد . همان گونه كه قبلا هم اشاره شد اين پديده توانسته هزينه انتقال يا دسترسي به كالاو خدمت را حتي به صفر كاهش دهد . اثر ديگر اينترنت بر اين آميخته حذف واسطه (عمده فروشان و خرده فروشان ) به معناي سنتي آن شده است؛ اگرچه در برخي موارد شاهد بروز واسطه هايي مجازي مثل ياهو در فرايندهاي تجاري هستيم .

4-  ترفيع:شامل روشهاي متنوعي است كه سازمانها براي آگاه كردن مشتريان نسبت به مزاياي محصول خود و تشويق آنها براي خريد محصول يا خدمت به كار مي گيرند . اين روشها در 4 گروه تبليغات ، پيشبرد فروش ، روابط عمومي ، و فروش شخصي تقسيم مي شوند .

      اينترنت يك فن آوري ارتباطي است و اين آميخته نيز با فعاليتهاي ارتباطي سروكار دارد. پس پر واضح است كه اينترنت امكانات بالقوه و بسياري براي انجام فعاليت هاي فوق در اختيار بازاريابان قرار مي دهد . اين امر زماني اهميت فوق العاده مي يابد كه مشتريان خواهان اطلاعات مفصل و دقيقي باشند كه اينترنت با توجه به هزينه هاي ناچيز بتواند به راحتي آن را در اختيار مشتريان خود قرار دهد . بايد توجه داشت پيام در اينترنت زماني به مشتري مي رسد كه خواهان آن باشد ؛ لذا مشتري در اينترنت تنها شنونده نيست ، بلكه اينجا سازمان است كه بايد شنونده خوبي باشد تا بتواند از اين امكان به درستي استفاده كند . به هرحال اينترنت رسانه بسيار مناسبي براي برقراري ارتباط صادقانه با مشتري است . اما اين پديده نگراني هايي را نيز در خصوص اطلاعات و حريم مشتري ايجاد كرده كه مشتريان به خوبي بدان وقوف دارند و به شدت نسبت به آن حساسند . بنابراين اين حساسيت  نيز بايد به درستي مديريت شود . بانك پارسيان مي تواند با يك تغيير جهت استراتژيك آرام آرام به سوي تبليغات اينترنتي روي آورد و از مزاياي آن (چون گستردگي مخاطب ، هزينه كمتر نسبت به ديگر ابزارها و امكان تبليغات متنوع ) بهره برد . ايجاد ساختار روابط عمومي با تفكر ديجيتالي حركتي است كه خواه نا خواه حركت بسوي آن بايستي آغاز شود كه تشريح آن خارج از حوصله اين مقاله است ، اما آنچه مبرهن است اينكه مديريت ارتباط با مشتري با رويكردي  ديجيتالي آن چيزي است كه بايد از هم اكنون براي پياده سازي آن تلاش كرد .

       به كارگيري اينترنت به عنوان مهم ترين و اثر گذارترين فن‌آوري دنياي امروز يكي از دغدغه هاي سازمانهاي بزرگ و كوچك است .بايد به يادداشته باشيم تنها زماني استراتژي هاي مبتني بر اينترنت موفق خواهند بود كه تاثيرات ايجاد شده به وسيله اينترنت را بر فعاليتهاي بازاريابي بدرستي شناسايي كنيم . با اميد اينكه بانك پارسيان با اتكا به منابع ارزشمند خود كه همانا تفكرات و ايده ها و انديشه هاست روز به روز به سوي ترقي و پيشرفت حركت كند .

 

                                                                                احسان باقري

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 9:27 |

                         قرص مديريت

 

مقدمه

      داستان زير خلاصه اي از كتاب" قرص مديريت" اثر دكتر كن بلانچارد و مارك موچينك است . كن بلانچارد متفكر و نويسنده تواناي علم مديريت  كتابهايي چون" مديريت بر قلبها "، در "اوج پيروزي" و" شركتهاي بزرگ مشكلات بزرگ" و ...... را تاليف نموده است .اين بار نيز وي براي اثر گذاري بيشتر حرفها و نظرياتش ، مفاهيم را در قالب داستاني بديع و با محور قرار دادن مدير مورد نظر خود بيان مي دارد .

 

 

       در دسامبر سال 2003 شركت صنايع قرص مديريتي (ال پي آي) اولين محصول توليدي خود  را با عنوان قرص مديريت به بازار عرضه كرد . اولين جمله تبليغاتي شركت اين بود : ما تمام خواص يك مدير كارآمد را در يك قرص فشرده كرده ايم .  از آنجا كه صنايع از كمبود مديران كارآمد بشدت رنج مي برند، بلافاصله آوازه اين محصول در سراسر جهان پيچيد . اگر چه اين محصول در ابتدا يك پيشنهاد فريبنده و وسوسه انگيز تلقي مي شد، اما مديران ال پي آي توانستند با برشمردن تركيبات اين قرص -كه استخراج شده از درسهاي تمام رهبران موفق بود -و همچنين با تضمين پرداخت مبلغ قرص در صورت عدم كارآيي بر اين شك بازار فائق آمدند و در عرض يك ماه بيش از 70 ميليون سفارش دريافت كردند. آنها جمله : "قرص مديريت براي وقتي است كه شما واقعا نيازمند رهبري باشيد"  شعار شركت قراردادند . تنها پس از شش ماه در يك سرشماري عمومي 87 درصد مديران از مصرف آن ابراز رضايت كردند . داستان موفقيت شركت وافزايش ارزش سهام آن به همين جا ختم نشد . در اوج موفقيتها مصاحبه يك رهبر با كفايت در نشريه "ليدر شيپ تايمز" كه محتويات قرص را ناقص و مشكل دار تلقي كرده بود مثل بمب در محافل مديريتي صدا كرد .او نقص اساسي قرص مديريت  را توجه صرف به نتيجه نزد رهبران عنوان كرد، در حالي كه رهبر كارآمد  واقعي علاوه بر نتيجه خواستار اعتماد و احترام افراد گروه خود نيز هست .

       اين مصاحبه كه نگراني هايي را در خصوص اثر قرص در مردم ايجاد كرده بود بزرگ ترين چالش شركت ال پي آي محسوب مي شد . اين چالش زماني وسعت  بيشتر يافت كه رهبر با كفايت پيشنهاد يك مبارزه بدون قرص را مطرح ساخت؛

 بدين شكل كه دو گروه با عملكرد ضعيف يكي تحت لواي رهبري كه مصرف كننده قرص است و ديگري بدون مصرف قرص قرار گيرند .

       مدت اين مسابقه يك سال تعيين شد ؛چراكه رهبر با كفايت بر اين باور بود كه موفقيت و بازدهي خوب گروه در كوتاه مدت مقدور نيست و موفقيت واقعي رهبر ، جلب اعتماد و احترام افراد گروه ، بالا بردن انگيزه آنها و كمك به ايشان در رسيدن به اوج است كه در كوتاه مدت ميسر نخواهد بود  .

      فشار افكار عمومي بالاگرفت و و بالاخره شركت ال پي اي مسابقه  را پذيرفت . و سه عامل اصلي براي امتياز دهي به دو گروه رقيب به شرح ذيل تعيين گرديد .

-توليد خوب : يعني ارائه محصول يا خدمت تا چه حد به انتظارات مشتريان پاسخ مي دهد  .

-كارفرماي خوب : كه با وضعيت روحي افراد و عملكرد كاري آنها ارزيابي مي شود .

-سرمايه گذار خوب : يعني سود شركت  آن قدر بالا رود كه معادله بازدهي اش مثبت باشد .

 

        رهبر با كفايت در ضمن اشاره به سه شاخص در سنجش دو گروه يادآور شد كه تحسين رهبر توسط مشتريان و ايجاد يك محيط پر انگيزه براي كاركنان بزرگ ترين سود براي يك رهبر كارآمد است .

        مسابقه شروع شده بود . مدير با كفايت در اولين مواجهه با گروهي كه به او واگذار گرديده بود به معجون محرمانه اي كه قادر است گروهي با تعهد  و كارآيي بالا به وجود آورد اشاره كرد و اولين جمله اي كه روي وايت برد نوشت  اين بود : "اگر مديري وجود داشته باشد كه شما بتوانيد تمام خواسته هايتان را در او بيابيد او چگونه مديري است ؟"

        جوابهايي كه او شنيد بدين ترتيب بود : "منظورت مدير هميشه غايب است ؟  "من مي خواهم مديري داشته باشم كه فقط حقيقت را بگويد !( من اعتماد به يك سياست مدار را به اعتماد به مدير ترجيح مي دهم )" "همه پولها و قدرداني ها نصيب بلند پايگان مي شود و به افرادي كه در حقيقت بيشترين كار را مي كنند و نزديك ترين افراد به مشتر ي هستند ، توجهي نمي شود . اي كاش همه ما در يك موقعيت بوديم !) " من دوست دارم مديران ، ما را همان گونه كه هستيم بشناسند " و.......

      رهبر با كفايت پس از شنيدن جوابها  دومين سئوال خود را اين گونه مطرح ساخت : "سه عاملي مهمي كه آن را دوست داريد و سه عاملي را كه از آن بدتان مي آيد  فهرست كنيد."

       البته ارائه اين فهرست كار مشكلي نبود و در مدت كوناهي فهرست تهيه شد . كار جذاب ، دستمزد مناسب و شرايط كاري مطلوب در فهرست بهترينها بودند و عدم پايبندي به وعده ها ، عدم روحيه كار گروهي و ناديده گرفتن دستاوردها و پيشرفتها هم در زمره سه عامل بد قرار گرفتند . پس از آن، مدير با كفايت  شروع به تشريح تركيبات معجون خود كرد  :

1- تماميت : يعني خلق يك سري ارزشها و پايبندي به آنها .تماميت در حقيقت پايه و اساس احترام و اعتماد است . اگر من به شما احترام بگذارم يعني شما را پذيرفته ام و مي خواهم در تصميم گيري مشاركت و نظريات خود را مطرح كنيد  . هميشه به ياد داشته باشيد همان شخصي باشيد كه مي خواهيد ديگران باشند .

      اعتماد در  تركيب اين معجون، يعني وقتي مسئوليت را به عهده شما مي گذارم اطمينان دارم كه حضور و غياب من برايتان يكسان است . در گروه همه ما بايد به هم اعتماد داشته باشيم كه بتوانيم كمبودها، نقايص و نقاط ضعفمان را همانند توانائي هاي مان با هم در ميان گذاريم .وقتي بدانيم كه به دليل كمبودهاي مان مورد سرزنش قرار نمي گيريم و محكوم نمي شويم قادر خواهيم بود در خصوص يافتن شيوه هاي بهبود كار كنيم . فراموش نكيند كه وقتي حرف و عملتان يكي باشد مردم تمايل بيشتري براي اعتماد و احترام گذاشتن به شما دارند .

2- تشريك مساعي :   اين اصل به مديران كمك مي كند تا افرادشان در كنار هم با همبستگي ، يكپارچگي و اتحاد متقابل مشتركا به كار ، فراگيري و رشد بپردازند . در حقيقت تشريك مساعي مي تواند توان بالقوه گروه را به بهره وري تبديل كند .گاهي ما فراموش مي كنيم كه داراي منافع مشتركي هستيم . اكثر مديران هيچ گاه كاركنان شان را در جريان اطلاعات قرار نمي دهند ، در حالي كه اين كار خلاف كار جمعي است ؛  زيرا باعث  چرخاندن افراد در تاريكي به دنبال هدفي  مي شود كه قابل رويت نيست . در گروه بايد به افراد كمك كرد تا همه برنده باشند . صعود به قله كوه وقتي دسته جمعي باشدبسيار آسان تر ا ست .

3- هنر تقدير : آفرين گفتن آخرين تركيب معجون محرمانه رهبري موثر است كه باعث مي شود مردم احساس كنند پر ارزشند .شما مي توانيد با تشكر به عنوان ساده ترين و كم هزينه ترين راه شروع كنيد . البته تقدير قوانيني دارد كه بدين قرارند: 1) صادقانه باشد2)دقيق باشد 3)مشخص باشد .

      نوبت  بكارگرفتن اين تركيبات در عمل رسيده بود . در ابتداي مسابقه گروه رقيب در شاخص هاي اصلي  از گروه رهبر با كفايت پيشي گرفته بود . اما در نهايت اين گروه رهبر با كفايت بود كه با تعهد به تركيبات تماميت ، تشريك مساعي و تقدير توانست از رقيب خود پيشي گيرد .  

     در مراسم با شكوهي كه به مناسبت اين پيروزي برگزار گرديد ، رهبر با كفايت گفت : كل رهبري موثر همين است . رهبري پروسه هدايت افراد به سوي محلي است كه انتظار مي رود رهسپار آن باشند .

 

 

                                                                                                                                           تلخيص: احسان باقري

 

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 9:21 |

 

 

                       بازار داغ کنفرانسهای بدون دستاورد!

 

 

     هر روزه  شاهد برپایی سمینارها و کنفرانسها با موضوعاتی مختلف هستیم . در نگاه  اول شاید برپایی این همه کنفرانس رنگ و وارنگ خارجی و داخلی اولین و چندمین و ... نشان از تحرکات علمی و معیاری برای رشد و توسعه به حساب آید . اما وقتی با دقت بیشتر به این کنفرانسها و سمینارها نظر می کنیم به حقایق تلخی پی می بریم که امروز بدون هیچ محافظه کاری به نقد آنها می پردازیم . برای آنکه بتوانم فردا روز از نوشتهایم دفاع کنم مجبورم بحثم را محدود به موضوعاتی کنم که رشته ، علاقه تجربه شخصی ام  به آن موضوعات مربوط است . با قوت گرفتن اهمیت موضوعات مدیریت در کشور و اذعان کارشناسان و مدیران به اینکه مشکل مدیریت مهمترین و اساسی ترین مسئله در کشور است مد مدیریت گرایی  و تب و تاب آن به تمامی ابعاد جامعه از انتخاب رشته تحصیلی دانشگاهی گرفته تا سمینارها و همایشهای مدیریتی سرایت کرده است . بطوری که بیشترین کنفرانسها و همایشها امروز با محوریت مدیریت برگزار می شود . اما نتیجه این همه سرمایه گذاری و توجه چه شد ؟

    بحث خود را با طرح چند سئوال اساسی پی می گیرم و در ادامه به انتقادهایم اشاره ای اجمالی خواهم داشت . براستی نقش این همه سمینار و گردهمایی در توسعه فرهنگ مدیریت و کمک به سازمان ها برای حرکت به سوی تعالی چه بوده است ؟ آیا هیچ کدام از دست اندرکاران و متولیان سمینارها و گردهمایی ها به اثربخشی و کارآیی این نشستها پرداخته اند ؟ آیا این مقالات و کارگاه ها به ارایه راه حل و مدلی قابل استفاده در سازمانها نائل آمده اند ؟ آیا هیچ کدام از این مقالات و دستاوردهای به گسترش مرزهای این دانش کمکی کرده است ؟ آیا سرمایه هایی که سازمانها به امید توانمندسازی کارکنانشان  هزینه می کنند بازگشتی به لحاظ توسعه منابع انسانیشان داشته است ؟ آیا دستاوردهای احتمالی این کنفرانسها منتشر می شود یا در کتابها وCDهای همایش به تاریخچه این دانش در کشور ما تبدیل می شود ؟ کنفرانس و همایش یک بیزینس است یا یک حرکت علمی با انگیزه های رشد و ارتقاء سطح علمی ؟ آیا کنفرانسها محلی است برای تبادل دانش و تجربیات یا محلی برای صرف هزینه های هنگفت بی بازگشت ؟

     هر بار به امید بهبود یا تفاوت در این سمینارها شرکت می کنیم . هزاران دلیل و عدله برای مدیران خود می تراشیم که اگر در فلان همایش شرکت نکنیم از کاروان علم و دانش عقب می مانیم و ... . اما زمانی که باز می گردیم باز کسی نمی پرسد که خوب نتیجه چه شد ؟ اما وجدانمان و تعهد سازمانیمان ندا در می دهد که این همه هزینه مالی و غیر مالی صرف چه شده است؟ دو روز نشستن بر مبلمان سالنهای پر زرق و برق شهر تهران ، یک نهار سرپایی و تبادل چند کارت ویزیت و چند صفحه نت بی سازمان و اگر زود رسید باشیم کیف و CDهمایش . و باز با فراخوان یک همایش دیگر با اسمهای با کلاس و توجیه یک صفحه ای که اگر از فلان مبحث استراتژیک غفلت کنید دیگر از شما در تاریخ یاد می کنند و ..... و باز ما شرکت می کنیم و باز نتیجه ای در خور نصیبمان نمی شود .

    بعد از این سئوالات اساسی و مقدمه ای که دیگر مقدمه اسم با مسمایی برای آن نیست به نکته ها می پردازم.  وقتی با دقت به فراخوان سمینارها توجه می کنید یا اگر مثل ما از مشتریان پر و پا قرص این سمینارها باشید به اسمهای تکراری بسیاری بر می خورید . اولین سئوال اینست این اساتید محترم با این همه کلاس درس و مشاورهای درون و برون سازمانی و عضویت در هیات مدیره چند شرکت ریز  و درشت و احتمالا مدیریت یکی از این شرکتها چه وقتی برای تولید علم و دانش دارند که بخواهند در این همایشها دستاوردی ارایه کنند.  مگر می شود به شعور شنونده تا این اندازه توهین کرد که یک مطلب را سر کلاس درس ، در یک جشن فارغ التحصیلی و یک سمینار بین المللی بدون هیچ تغییری ارایه نمود ؟ و باز منتظر تشویق و هورای حضار بود که متاسفانه این انتظار در اکثر مواقع بی جواب هم نمی ماند . از سوی دیگر با اینکه علم با گسترش خود مفهوم علامه بودن را از بین برده است گویی هنوز در این کشور علامه پیدا می شود . شما در هر رشته و زیر رشته ای از علم مدیریت اسم برخی از اساتید را به صورت ثابت می بینید . مگر می توان در تمامی زمینه ها صاحب نظر بود ؟  هنوز اسمها در این مملکت کار می کنند به جای اینکه حرفها و دانش ها حکم برانند . باز خدا پدر و مادر اساتید خارجی را بیامورزد که در سمینار مشارکت جدی دارند و اگر حرفهایشان را نمی فهمیم و برایمان کاربرد ندارد مشکل از انها نیست . آنها که نباید به عقب بر گردند ما باید با تلاش بیشتر خود  را به آنها برسانیم . بسیاری از این اساتید فراموش کرده اند که با سرمایه های این کشور به مقام شامخ دکتری نائل آمده اند حال به جای باز پس دادن این اندوخته ها جامعه به فکر پر کردن جیب و منفعت شخص اند . کدام دانشجو است که این استاد را الگو ی خود قرار دهد . هرکس باید کار خود را انجام دهد و آن هم به بهترین شکل . وقتی استاد "بیزینس من "شد پس چه کسی باید برای اعتلا و ارتقا و رفع مشکلات و مسائل فکر کند . این مسئله از چنان جذابتی برخوردار شده که برخی افراد سیاسی هم چه در زمان تصدی پست و مقام چه در زمان برکناری به این شغل پر درآمد و با کلاس روی می اورند و این بار به جای نفوذ علمی از نفوذ اعتباری برای برگزاری هر چه با شکوه تر این همایشها استفاده می کنند .

    اما نکات مربوط به برگزار کنندگان این همایشهاو کنفرانسها .  اولین نکته در برپایی این همایشها عدم انتشار و انعکاس دستاوردهای این همایشهاست . کمتر دیده شده است که دستاوردها به صورت مطلوبی منتشر شود . این امر به افراد این امکان را که به جای انجام کارهای پژوهشی جدید به علت بکر ماندن مطالب بتوانند ان را در محافل مختلف مورد استفاده قرار دهند . نکته جالب توجه آنکه در سایتهای این همایشها  تنها چیزی که نمی یابیم اصل مطالب و مقالات است . اما در عوض اسم برگزار کنندگان در تمامی صفحات تکرار شده است . علم محدود در CD و کتابچه هیچگاه نمی تواند منشا تحول شود . نکته دردآور تر دیگر اینکه علی رغم جذب اسپانسرهای فراوان، هزینه های شرکت در این همایشها است . نکته جالب توجه اینکه مخاطب اصلی این همایشها یعنی دانشجویان علی رغم تخفیف نمی توانند از این همایشها بهره برند . دانشجو را کجا توان پرداخت 80 تا 100 هزار تومان هزینه شرکت در همایش است ؟. این در حالی است که صندلی های  خالی نشان دهنده آنست که مدیریت این سمینارها نتوانسته است به رسالت خود عمل کند . یا شاید رسالتی که برای برگزاری این سمینارها مد نظر بوده با رسالت برگزاری همایشها در سراسر دنیا تفاوت دارد! سمیناری که 10 اسپانسر دارد همان هزینه را از شرکت کننده طلب می کند که سمینار برگزار شده با 2 اسپانسر . گویی شرکت در سمینار هم مثل کالاها دارای فی و قیمت پایه است .

    با این همایشهای نه دانش کشور پیشرفت می کند و نه سازمانها می توانند از مزیتهای آن بهره برند . این بار نیز ما گرفتار مد شدیم . کشورهای توسعه یافته هم کنفرانس برگزار می کنند اما نه به این شکل که ما برگزار می کنیم . این کنفرانسها محفلی است برای تبادل ارا و اندیشه ها و بیان نظرات و یافته های جدید و یا بیان تجربیات موفق و کارآمد نه محل کسب درامد برای عده ای خاص و محفلی برای صرف نهار و گپهای دوستانه در سالنهای زیبای کنفرانس در گوشه و کنار کشور .  

   احساس من به عنوان یک فرد علاقمند با تجربه شرکت در بسیاری از این همایشها احساس ناخوشایند اتلاف وقت و هزینه است . این احساس عدم رضایت از اختلاف انتظاراتم با آنچه در این سمینارها به عرضه شده است نشات گرفته است . امید داریم مسئولان امر با دقت نظر بیشتر نسبت به این امر مهم و خطیر و با توجه به نقش  ان در توسعه کشور این کنفرانسها و همایشها را به جریان و روال اصلی خود باز گردانند . تحول را باید از همین محافل شروع کنیم .

                                                                                              احسان باقری

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 8:19 |

                                  "وقتی مدیر عامل صداتون می کنه "

 

                                           بر اساس یک تجربه واقعی

 

 

وقتی این تجربه رو برای دوستانم تعریف کردم آنقدر خوششن اومد که منو تشویق کردن این تجربه رو با همه به اشتراک بذارم تا اگر احیانا دوستان دیگری در این موقعیت قرار گرفتند بدونن چه شرایطی است و چه کار باید بکنن.

   خوب داستان از اینجا شروع می شه که بخاطر ماهیت کاری که داریم در بسیاری از جلسات و گردهمایی ها حضور داریم . البته نه برای ریختن استراتژیهای ریز و درشت رو میز جلسه بلکه واسه هماهنگی و ادراه این گردهمایی ها و جسات که قراره به یک تصمصیم برای پیش برد اهداف بانک ختم بشه . خلاصه تو خیلی از این جلسات ادم جو گیرم می شه  و خودشو جای مدیران و مشاوران و .... تجسم می کنه ( البته خیلی هم دور از ذهن نیست )و وقتی که اونجا هستی تجسمش خیلی راحت تر هم میشه .

      با این مقدمات می پردازم به اصل داستان ، یادم نیست چه جلسه ای بود اما یادم که موضوع خیلی مهم بود و همه مدیران و گروه مذاکره کننده سخت درگیر مذاکره  بودن و من هم مثل عقاب چرخ می زدم و حواسم بود که تا اگه درخواستی به ذهن کسی خطور کرد با تغییر چهرش فرود بیام و خواستشو برآورده کنم . این سالن کنفرانس هم که پارکته و صدا میکنه (کفش من هیچ ایرادی نداره ها !) و خلاصه منم مجبور بودم صحنه آهسته حرکت کنم که اگه موضوع جدی جلسه نبود حتما سوژه جالبی بودم . خلاصه سرتون درد نیارم بعد از ساعتی از جلسه که توام شده بود با جو گیری بنده ، احساس کردم مدیر عامل داره صدام می کنه . نمی دونستم که هنوز در حالت جو به سر می برم یا نه .اما مطمئنا مدیر عامل کارم داشت. چی کار می تونستند داشته باشه اونم تو این جلسه به این مهمی . شایدم پیغام و کاری دارن. گفتم شاید سئوالی دارن (یادمون نره بنده تازه جو گیر شده بودم ) منم تمام درسای مدیریتی که تا به حال خونده بودم تو 2 ثانیه مرور کردم . یا شایدم می خواد کنارش روی صندلی خالی بغل دستش بشینم . تمام این فکرها تو 10 ثانیه از مغزم عبور کرد تا کنار مدیر عامل رسیدم و ایشون به اسم منو مخاطب قرار داد (یه کله قند تو دلم آب شد ) و بعد بلافاصله گفتند :"اینقدر صدا نکن زود برو بیرون !" منم خیلی عادی بدون هیچ جلب توجهی خواسته ایشونو اجرا کردم و  تا 2 روز نفهمیدم که چی شده اما بعدش فهمیدم ! اینو گفتم که بدونین وقتی مدیر عامل صداتون می کنه هر امکانی وجود داره این شما هستین که باید خودتونو با شرایط وفق بدین . اما امیدوارم به شما پاداشها و تشویق برسه !

                                                                     

 

                                                                          احسان باقری

 

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 8:5 |
اعلام نمرات درس اصول مديريت

نمرات

شماره دانشجويي

۱۲

۸۶۲۴۲۰۱۰۸

۱۴

۸۶۲۴۲۰۱۰۴

۱۸

۸۶۲۴۲۰۱۱۴

۱۶

۸۶۲۴۲۰۱۱۶

۱۴

۸۶۲۴۲۰۱۳۰

غايب

۸۶۲۴۲۰۱۲۸

۱۴

۸۶۲۴۲۰۱۲۴

غايب

۸۶۲۴۲۰۱۱۱

۱۲

۸۶۲۴۲۰۱۳۲

۱۲

۸۶۲۴۲۰۱۲۰

غايب

۸۶۲۴۲۰۱۱۰

۱۴

۸۶۲۴۲۰۱۰۶

۱۸

۸۶۲۴۲۰۱۰۷

۱۵

۸۶۲۴۲۰۱۱۵

۱۸

۸۶۲۴۲۰۱۲۶

۱۵

۸۶۲۴۲۰۱۱۲

-

۸۶۲۴۲۰۱۲۲

۱۷

۸۶۲۴۲۰۱۱۸

۱۸

۸۶۲۴۲۰۱۱۳

۱۷

۸۶۲۴۲۰۱۰۱

۱۶

۸۶۲۴۲۰۱۰۳

۲۰

۸۶۲۴۲۰۱۰۲

غايب

۸۶۲۴۲۰۱۰۹

لازم به ذكر است كلاس دكتر اعتماد مقدم يكشنبه ۲۳/۱۰ تشكيل نمي شود و جبراني آن صبح روز ۳۰/۱۰ مي باشد  
+ نوشته شده توسط احسان باقری در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:16 |

                         درآمدي بر مديريت خدمات

از : مهندس علي اصغر حمزه گودرزي

 

 

 

 

 

امروزه تلقي توسعه اقتصادي در گرو ارتقا كيفيت و روابط تنگاتنگ و منطقي بخش هاي كشاورزي ، صنعت و خدمات ديده و تعريف شده است .

بشر بسرعت در حال فاصله گرفتن از شرايط و زندگي بدوي است كه در آن هر خانواده متكي به خود و توليدات خويش است ،كه بخصوص در ايران و روستاهاي آن تا حدود 50 سال پيش بشدت رواج داشت .

زندگي شهر نشيني و گسترش سريع صنعت و بخصوص صنعت ارتباطات باعث شده است تا كارها تخصصي تر و استفاده از وقت ، انرژي ، تكنولوژي ، ماشين آلات، بيش از پيش ارزشمندتر شود . در همين راستا بشر دچار موارد و مشكلاتي شده است كه تا ديروز و بعلت صرف وقت زياد در تامين نيازمنديهاي اوليه خود مطرح نبود . همين امور ،مجددا نيازهائي را ايجاد كرده است كه براي رفع آنها نيازمند چاره انديشي و تدبير است .اگر تا ديروز مواردي چون جهانگردي ، ورزش ، تفريح ، تحقيقات ، آموزش زبان و رفتار مديرت و دهها موارد ديگر فقط محدود به انسانهاي خاص و يا تعداد بسيار كم بود، امروزه به يك نياز واقعي در سطح جوامع تبديل شده است .

از سوئي فراواني محصولات صنعتي و بالا رفتن رقابت و مواردي چون تهيه و حفظ بازار ، اقتصادي كردن محصولات ، توانمند كردن جوامع از نظر جسمي و روحي و اقتصادي باعث شده است تا علومي چون روان شناسي ، جامعه شناسي ، اقتصاد شناسي ، ادبيات گفتاري و نوشتاري ، مديريت بطور اعم و اخص همگي از گوشه كتابخانه ها و دانشگاهها به متن جامعه وارد و مورد كاربرد قرار گيرند .

چنين بود كه در سال 1987 بحث "" مديريت خدمات "" در سمينار بوستن بعنوان يك رشته علمي مطرح وامروز كاملا در جهان عموميت يافته است .

مديريت خود يك نوع خدمت است اما "" مديريت خدمات "" مقوله اي است كه در آن بتوان خدمات را بنحوي مديريت و سامان دهي كرد كه با كمترين وقت و هزينه و استفاده از حداقل امكانات ، حداكثر و بهترين خدمات را ارائه نمود . امروزه نمود خدمت را مي توان در موارد زير براحتي وبه وفور ملاحظه نمود :

-       خدمات حرفه اي : انواع مشاوره پزشكي ، حقوق ، مهندسي و خدمات بانكي و بيمه و مالي .

-       خدمات تجاري : خريد و فروش و عرضه و معرفي انواع كالا ، تعمير و نگهداري و انبارداري .

-       خدمات زيربنائي : ارتباطات ، حمل و نقل ، شهرداري .

 ( 1 )

-       خدمات فردي و اجتماعي : رستوران ، جانگردي ، معاملات ملكي .

-       خدمات عمومي : امنيت ، آموزش ، بهداشت ، قانون گزاري ، راهنمائي و رانندگي .

-       خدمات توليدي : تامين ماشين آلات ، تامين مواد اوليه ، خدمات پس از فروش ، خدمات طراحي و مهندسي .

ملاحظه مي شود كه كار بجائي مي رسد كه عملا بدون خدمات، كار و كميت صنعت و كشاورزي كاملا  و افرادي كه در اين بخش ها كار مي كنند، بدون دريافت دهها خدمات گوناگون ، تبديل به همان شرايط انسانهاي بدوي مي شود كه مشتري و خريدار اول و آخر محصولات شان فقط خودشان هستند . امروزه در دنياي صنعتي ، ارائه خدمات با آنچنان دفت ، نظم و قانونمندي صورت مي پذيرد و آنچنان عادي صورت مي پذيرد كه باعث سهولت در تمام اركان زندگي و رونق نام و تمام اقتصادي و بهره مندي و بهره وري بيش از پيش شده است .

ياد دارم چند سال پيش وقتي طرح و اجراي پروژه مهمي را در دست داشتم ،با كارشناس خارجي ماشين آلات مذاكره مي كردم . او از من پرسيد: چرا شما قصد داريد تا در طرح خود يك ديزل ژنراتور هم منظور كنيد ؟ گفتم : براي مواقعي كه برق مي رود . با تعجب پرسيد : مگر برق هم مي رود ؟!

خوشبختانه اخيرا بحث " مديريت خدمات " و تربيت انسانهائي با دانش و توان مديريت خدمات مورد توجه قرار گرفته است . بسيار بجاست كه "" مديريت خدمات "" را با بهره گيري از دانش و تجربه كشورهاي صنعتي ولي با نگرش و توجه به شرايط زندگي در ايران مورد توجه و آموزش قرار گيرد . 

بسيار شاهد هستيم كه امكانات و اختراعات و فن آوريهائي به ايران آمده است .ولي باصطلاح فرهنگ آن، حتي و هنوز با گذشت ساليان متمادي وارد كشور نشده و علي الاصول اگرچه گره هائي را باز كرده اند ، اما گرههاي زيادي هم بر چرخش زندگي ما زده اند . نمونه آن را مي توان همچون تلفن ، اتومبيل ، سيمان ، فولاد ، مهندسي و مديريت قلمداد نمود . قطعا يك ديپلمه و حتي يك مهندس ايراني از نظر دانش مهندسي از همپا و همتاي خود در ديگر كشورها چيزي كم ندارد. حتي اگر بخواهند امتحان علمي بدهند ، چيزي فراتر هم دارد . اما به محض اينكه بحث انجام خدمات در سطح يك ديپلمه و يا در سطح مهندس مي شود ، قطعا نتيجه آن معكوس است . در حقيقت انجاكه يك مهندس و يا جوان المپيادي بعنوان فرد مورد مقايسه قرار ميگيرد ، پيروزي از آن ايراني است ، اما وقتي در سطح جامعه و شبكه وسيع خدمات قرار مي گيرد ، متاسفانه كارآئي و موفقيت بشدت كاهش پيدا مي كند .

لذا نقش كساني كه امروزه به آموزش "" مديريت خدمات "" مي پردازند، در تدوين و اعتلا اين علم و برخورداري و توجه و درك آن بسيار مهم است .راستي اگر اولي كساني كه اتومبيل را به ايران آوردند،فرهنگ آن را هم مي آوردند،قطعا

امروزه مادچار مشكل بدرانندگي نبوديم. معماران ،مهندسين ما هم شهر وخيابانها را براساس نيازواقعي اتومبيل طراحي  

 ( 2 )

مي كردند،راهنمائي ورانندگي هم درصدور گواهي نامه ها ونظارت ترافيك نگاه وتجربه و توجه بهتر وبيشتري داشت .

تعريف خدمات :

خدمات عبارت است ازانجام فعاليت يا فعاليتهائي كه بطوركوتاه مدت ويادائم ، فردي وياجمعي ، مستقيم وياغير مستقيم ،سودآورياغيرسودآور همراه ويا بدون كالا وبه منظوررفع نيازهائي ازائه وتامين ومورد استفاده قرار ميگيرد.

همان طور كه از اين تعريف برآمد ، هر خدمت داراي ظرفهاي زير است :

1-   ظرف زمان : خدمت در ظرف زماني مشخص ارائه ميگردد . در حقيقت خدمت كالا نيست ، يك فرصت است . بعبارتي ظرف زمان خدمت بسيار كوتاه تر از ظرف زماني كالا مي باشد ، هر كالا تحت هر شرايطي ولي معلوم ،بالاخره مستهلك مي گردد ، حتي اگر از بهترين تعميرات و نگهداري ها برخوردار باشد . هر كالا بايد پس از طي زمان اقتصادي خود به كالاي جايگزين و بهتر تبديل شود . خدمت نيز اگر در ظرف زماني خود مورد استفاده قرار گرفت ، باعث تقويت و تعالي و بهره وري و اقتصادي شدن آن مي شود والا از بين خواهد رفت و يا كم بها و منزوي مي شود .

فرضا وقتي كشور آلمان از لحاظ توليد به حد كلان و تعادل در عرضه و تقاضا رسيد . بمنظور حضور بهتر در بازار دنيا ، حل اشتغال و توسعه مهندسي و مديريت، با بالابردن ضرايب محيط زيست ، باعث ارتقا خدمات مديريت و مهندسي ، ارتقا اشتغال ، كاهش مصرف انرژي ، افزايش كيفيت محصول از طريق ايجاد واحدهاي جديد توليدي و توقف توليد واحدهاي قديمي گرديد . متاسفانه امروز در ايران و در شرايطي كه حتي بعضي محصولات ما به تعادل عرضه و تقاضا رسيده است ، گفته مي شود نياز به ايجاد واحدهاي جديد نيست ، اين افراد متوجه نيستند با اين بهانه ، توان خدمات مهندسي و مديريتي كه اينك در اجراي پروژه هاي  ساليان اخير در كشور بوجود آمده است ، از بين خواهد رفت و ايجاد مجدد آن براحتي و ارزاني مقدور نخواهد بود .

2-            ظرف مكان : هر خدمتي محدوده جغرافيائي مشخصي را در بر ميگيرد و كساني مي توانند از آن خدمت بهره مند شوند كه در محدوده جغرافيائي اقتصادي آن خدمت قرار بگيرند . مديران خدمت هم بايد توجه داشته باشند كه چه بازار خدمتي را مي توانند طراحي و پيش بيني و ارزيابي كنند . در حقيقت كساني كه موضوع W.T.O را طرح كردند ، محدوده جغرافيائي كالا و خدمات خود را به كل جهان توسعه دادند . هرچه قدر ظرف مكاني ،گسترش بيشتري داشته باشد مديريت آن خدمت نيز نيازمند توجه به  بسياري مسايل ديگر است .

3-            ظرف جمعيت : هر خدمت در ظرف جمعيت با فرهنگ ، آداب و رسوم و اقتصاد و آموزش شان مي توانند از آن استفاده كنند . في المثل جمعيتي كه نمي تواند كالاي كهنه را رها كند و يا اقتصاد استفاده از كالاي بهتر را ندارد ، عملا از آن خدمت باز مي مانند.                                                     (3 )

وقتي در سال 1970 قيمت نفت در دنيا چند برابر شد ، در حقيقت اقتصاد مردم خاورميانه بشدت رشد كرد و اين زمينه اي براي خريد كالاها و خدمات غرب بود تا مشكل اشتغال و تورم غرب را حل كند . امروزه نيز قيمت نفت بشدت در حال افزايش است . قطعا در اين شرايط هزينه استفاده از انرژي هاي نو نظير باد ، دريا ، آفتاب ، زمين ، مهندسي انرژي در ساختمان و صنعت با صرفه خواهد شد . بنظر مي رسد دير نيست زماني كه ديگر در دنيا كسي نفت مصرف نكند .

4-   ظرف تعامل : هيچ خدمتي يك طرفه  و يك لايه نيست ، وقتي تعميرگاهي يك اتوبوس و تاكسي را تعمير مي كند در اولين لايه به صاحب اتوبوس و تاكسي خدمت مي كند. ولي واقعيت اينست كه به هزاران نفري كه از آن اتوبوس و تاكسي استفاده مي كند نيز خدمت مي كند ويكي از آن افراد خود و خانواده اش و مثلا آموزگار فرزندش و يا صاحب كارخانه اش و يا مامور شهرداري و نظافت چي كوچه خودش باشد . پس خدمت يك تعامل اجتماعي است و نه يك فروش موفتي و يا در آمد ناگهاني .

5-   ظرف اقتصادي : هر خدمت حتي آن خدمتي كه علي الظاهر درآمدزا نمي باشد، خود و يا نتيجه اش منجر به يك فعاليت و رشد اقتصادي مي گردد . يك مامور راهنمائي ، يك دانشجو، يك روحاني علي اظاهر كار اقتصادي نمي كند . اما همه بنا به شرايط جامعه كار اقتصادي مي كنند پس توانائي ارائه خدمات بهرحال در خدمت اقتصاد جامعه است.

در اسلام ، صدفه و انفاق بسيار تاكيد شده است ، اما در ايران فقظ يه پرداخت پول به گدايان و متكديان محدود مي شود. مراد اسلام از صدقه و انفاق توجه به كليه خدمات عمومي و خصوصي است ، پيامبر ( ص ) فرمودند : اگر سنگي را از سر راه مردم برداشتيد، يك صدقه انجام داده ايد . در گذشته افرادي سرويس بهداشتي ساخته و وقف مي كردند، تا صدقه

جاويد انجام داده باشند . حقيقت انفاق از كلمه  "" نفق "" مي آيد بمعني "" اداره كردن "" در حقيقت با نفقه فرد و خانواده و با انفاق جامعه اداره مي شود ، پس تمام مصاديق از كارهاي گوناگون در جامعه كه با صداقت و از روي  صدق و همراه با صدفه انفاق انجام مي شود  باعث اداره بهتر جامعه است . پس يك مامور راهنمائي كه كار خود را با صداقت (صدقه) انجام داده است به جامعه انفاق و يا آن را اداره كرده است . شايد اگر صدقه و انفاق آنچنان كه مورد نظر اسلام است مورد عمل و توجه قرار گيرد ، شايد هيچ فقيري پيدا نشود .

   6- ظرف كالائي :  اگرچه خدمت علي الظاهر كالا نيست ، اما واقعيت اين است كه از هر كالائي كالاتر است . اگر كالائي نتوانست مشتري را جلب كند، دغدغه اي نيست و جاي جبران سريع دارد ، اما اگر خدمت بد فهميده شود و بد بكار رفت ، احتمالا تا نسلها نتوان آن را اصلاح كرد . البه بسياري از خدمات همراه كالا عرضه مي شود ، اما خدمت خود في نفسه دارا ي ظرفيت كالائي است ، اگر قوانين بد ، جامعه اي را وادار به كار خلاف در تامين معاش كرد . جبران اين نقيصه براحتي مقدور نيست  . لذا اگرچه بسياري از خدمات علي الظاهر  كالا نيستند اما مي توانند تبديل به كالا شوند . ( 4 )

بسياري از كالاها توسط مديران و مهندسين و تكنسين ها و تجار و رانندگان و تعميركاراني بدست مردم مي رسيدند كه علي الظاهر هيچكدامشان صاحب و توليد كننده اصلي آن كالا نسيتند . يك بسته بندي بد و يا بيمه ناقص در حمل و نقل و مهندسي و ساخت و ساز مي تواند تمام زحمات صدها نفر را به باد دهد . يك مهندس طراح در طرح شبكه هاي آب و فاضلاب ، راه و كارخانه و غيره مي تواند ندانسته خسارتهاي اقتصادي پنهان و بدون كشف به دور از ديد حتي خبرگان وارد آورد .

پس "" خدمت "" در واقع يك "" فرصت ""  است . چنين است كه ارزش و جايگاه و ظرفيت هاي خدمات در جامعه بسي فراتر از آن است كه در باري امر به آن نگريسته مي شود .

 7- ظرف فكر و فرهنگ : هيچ خدمتي خارج از فكر و فرهنگ جامعه قابل سامان يافتن و نتجه گيري نيست . بسياري از خدمات بيمه و بانكي در كشورهاي اروپائي براحتي انجام مي شود ولي در ايران بعلت عدم ظرفيت فكري و سازماني قابل پياده كردن نيست .

ب مباني خدمات :

امور كشاورزي بر مبناي گردش و تغييرات جوي و كار كشاورز بر روي زمين و استفاده از آب وا نرژي و دانش آن

صورت مي پذيرد. اين افراد نظم و ترتيب و مدار خاص زندگي خود را دارند . در تابستان كسي كشت نمي كند و در زمستان نمي درود . كشاورزي آفت ها و ابتلائات خود را هم دارد . در صنعت ، اين نظم و انضباط و بهره وري از سرمايه هاي صنعتي نيازمند خدمات بيشتر است . بهمين قياس تحقق يك خدمت و ارتقا كيفيت آن به سطح فعاليت اجتماعي فرد نيازمند است .اگر بخواهيم با نگاه سيستمي و سامانه اي خدمات را تعرف و تبيين كنيم

                                          

ترسيم فوق بخوبي نقش "" مديريت خدمات "" را بر آوردن نيازها و كشف رازها و توانمنديها را نشان مي دهد . اگر از كلمه راز  استفاده مي كنيم،  براي اينكه استفاده از يك كالا تقريبا بهمان صورتي انجام مي شود كه هست . اما خدمت( 5 )

براساس انديشه فرهنگ ، عرف و عادت شكل مي گيرد و بسامان مي رسد . تمام موفقيت يك ""مدير خدمات ""بسته به

خواندن نهفته هاي جامعه ومردم ومشتري خويش وپاسخگوئي به نيازهاي آن است.بعنوان مثال دركشور ما آمارها از دقت بسياركمتري ازجوامع صنعتي برخوردار است.بهمين دليل ارائه خدمات مديريت ومديريت خدمات نيزمشكل تر است.

هرچقدر اهداف و اطلاعات و استراتژي ها روشن تر باشد ، مديريت خدمات نيز آسان تر و برخورداري از مواهب طبيعي و محصولات صنعتي و فكر و انديشه انسانها ( خدمات ) و تجربيات قبلي ميسرتر مي گردد . يك پزشك حاذق براي بيماري

كه نمي تواند بيماري خود را بطور شايسته اعلام كند ، نمي تواند كاري بكند . اما يك پزشك عمومي بر اساس اطلاعات خوب بيمار خود، ان را تشخيص و براي درمان ،او را راهنمائي مي نمايد .

لذا بسيار روشن است كه در ايران ، قوانين و مقررات في نفسه مشكل آفرين نيستند ، اما نبود اهداف مشترك و اطلاعات كافي ، مجريان قانون و مديران خدماتي را ناكارآمد مي نمايد . لذا بسياري از مظاهرو موارد خدماتي نظير وكالت ، بيمه ، طرح و نظارت ، احداث بنا ، صادرات و واردات ، بانكداري و دهها و صدها مورد ديگر جايگاه واقعي و اصولي خود را ندارد .

نگاهي به سطح خيابانها و مصرف بي رويه و نا متعارف سوخت بنزين گواهي بر اين مورد است . يك مدير بانك ، يك كارمند اداره ، يك مهندس ناظر و هزاران شغل ديگر ،هيچكدام شان مسئول سازماندهي آمد و شد و ترافيك در شهر نيستند . اما ايا عدم كارآمدي آنان و تطويل كار مردم و تعلل در خدماتي كه بايد ارائه بدهند ، هيچ نقشي در افزايش رفت و آمد مردم ندارد ؟! هزاران دانش آموز در شهر در حال تحصيل هستند ، چرا بايد مدارك تحصيلي آنان علاوه بر مدرسيه در چندين سازمان ديگر نيز بررسي و ارزيابي و مهر گردد ؟ جز اينكه سازمان صادر كننده جواز فعاليت مدرسه ، صلاحيت مدير مدرسه را براي تائيد تام و تمام مدرك تحصيلي دانش آموز آن مدرسه را قبول ندارد . يك مهندسي كه از دانشكده فني دانشگاه تهران مدرك مهندسي عمران را مي گيرد ' چرا بايد براي دريافت برگ نظارت ، امتحان بدهد ؟ به شهرداري ، سازمان نظام مهندسي ، اداره دارائي و غيره مراجعه مستمر داشته باشد ؟ در حالي كه بسياري از اين مراجعات مي تواند حذف و مهندس مربوطه ضمن كاهش آمد و شد در سطح شهر ، توان و وقت خود را صرف افزايش دانش و رسيدگي بهتر به مسئوليت خود نمايد . شنيده ام در كشورهاي صنعتي ، بجاي امتحان ، مهندسين ناظر را با "" سوگند "" متعهد مي كنند .

بعنوان آخرين كلام :

لازمه كشاورزي، معدن و صنعت كارآمد،بوروكراسي وديوان سالاري است. بعبارت دقيق "" مديريت خدمات "" عبارت است ازمديريت علمي وكشف رموز ومصالح امور و انجام اصولي كه لازمه كارآمد كردن نظام بوروكراسي و ديوان سالاري است. بديهي است كه استاندارد مديريت و صدور گواهي هاي مديريت (ISO 9001  ) چيزي جز تائيد كارآمدي ( 6 )

مديريت و دفاتر مديريت ها نمي باشد .       

ج- بررسي كيفيت خدمات :

گفتيم اگرچه خدمات كالا نيست ، اما از هر كالائي مهم تر و پر ظرفيت تر و اصولا كالا در كنار خدمت ها ارزش پيدا مي كنند . اتومبيلي كه خدمات پس از فروش ندارد ، مشتري كمي هم دارد . هتل بسيار باشكوهي كه خدمات كافي ندارد ، مشتري چنداني هم ندارد . لذا بررسي و ارزيابي كيفيت خدمات همواره بايد از دغدغه ها و مشغولي هاي "" مديريت خدمات "" باشد . كيفيت هر خدمت حداقل از 7 منظر زير مورد ارزيابي قرار گيرد :

1-  قابليت اعتماد                   Reliability  

2-  پاسخگوئي                          Resposivness

3- محتوا                                Assurance

4- ظواهر                              Tangible

5- همدلي                             Empathy

6- تدوام                               Continuty

7- بهره وري                          Productivity

اصل اول - جلب اعتماد :  تجربه نشان ميدهد كه بدون جلب اعتماد لازم ،  كارآئي ، صلاحيت ، صداقت ومهارت لازم و كافي و ارزشمندمديريت  خدمات نمي توان خدمات مطلوبي را ارائه و يا نظر مردم و مشتري را نسبت به آن جلب كرد . بيشتر حجم تبليغات شركت هاي خدماتي صرف جلب نظر مشتري مي شود . استاندارد كردن ، تعريف مشتري هاي قبلي ، همه و همه براي ايجاد اين زمينه است كه مشتري نسبت به خدمات موسسه اعتماد پيدا نمايد . هرچه قدر اين ميزان اعتماد افزايش يابد  مشكلات طرفين در داد و دهش خدمات آسان تر است . ميزان  تضمين هائي كه طرفين از هم ميگيرند همگي بستگي به  سطح اعتماد طرفين در انجام تعهداتشان دارد . تحويل كالا و يا انجام خدمات در سر موعد مقرر ، حضور بموقع در سر قرار ، دوام كالا و خدمت همگي از مصاديق اين اصل است.

اصل دوم پاسخگوئي : سازمان خدماتي بايد بتواند مشتري خود را در برابر ايرادات ، اشكالات ، سو تفاهم ها و غيره توجيه و در رفع آن عيب بكوشد . مدير خدماتي هزينه انجام پاسخگوئي را بايد نوعي سرمايه گزاري براي حفظ اعتماد مشتري تلقي نمايد .

اصل سوم محتوا : محتواي خدمت مي بايست حداقل انتظارات مشتري را برآورده نمايد . كيفيت خدمات همانند كيفيت كالا كاملا و بسرعت قابل لمس و دريافت و درك است . بيشترين انرژي مديران خدماتي صرفا بالا بردن و حفظ محتوي كالاي مربوطه مي شود . امكانات ، تجهيزات كافي ، اطلاع رساني درست ، تبليغات همه حول محور تحقق محتوي خدمات مورد نظر مي گردد .                                          ( 7 )

اصل چهارم حفظ ظواهر : متاسفانه بسياري از مديران براي حفظ ظاهر و آرايش ظاهري دفتر ، كارخانه و كالا و خدمات خوددقت نمي نمايند. ولي واقعيت اين است آنچه را كه درمجموع ظواهرگفته مي شود ،اگر از محتوا پر ارزش تر  و مهم تر نباشد ، كم ارزش تر نيز نيست . يك كارخانه توليدي مدرن بدون داشتن دفاتر اداري مرتب و مجهز، كارگاهاي  آراسته و تميز، قطعا از كارآئي لازم در توليد برخوردار نخواهد بود . از طرفي بسياري از مشتريان نيز از صورت ظاهر و نحوه برخورد و تدوين قرادادها و معاملات و داده شده ،  جلب و جذب موسسه مي شوند . مديران و كارمنداني كه ظواهري ناپسند دارند، چگونه مي توانند كالا و خدمات شايسته تحويل مشتري دهند . ارزش و اهميت بسته بندي امروزه چيزي نيست كه بتوان آن را ناديده گرفت . يك مثل ايراني مي گويد "" از كوزه همان برون تراود كه در اوست "" شايد بتوان "" آبرو "" را لغت بهتري براي ظواهر داشت .

اصل پنجم همدلي :  رعايت 4 اصل فوق ، همدلي طرفين را ايجاب مي نمايد . قطعا بدون توجه به 4 اصل قبلي همدلي بدست نمي آيد . و بدون همدلي هيچ همكاري آغاز نمي شود و هيچ خدمتي به ثمر نمي رسد .

اصل ششم تداوم :  متاسفانه اين اصل از سوي مديران ايراني كمتر مورد توجه است . بحدي كه معمولا كالاي ايراني در اولين سفارش عالي و در سفارش دوم مطلوب و بالاخره در سفارشهاي بعدي اثار بي قيدي و شلختگي ظاهر مي شود . قول و قرارها براحتي و به بهانه دوستي و مشتري بودن و اينكه ما تنها تامين كننده نياز او هستيم زيرپا گذاشته مي شود . انجام تعهدات و خدمات اوليه نظير ساعت شروع و ارائه خدمات بسيار طولاني مي شود . عدم اعتقاد مردم ايران نسبت به بيمه و وكالت و سيستم الكترونيك بانك ها و غيره ناشي از همين امر است . يك خدمت گاهي بدون اطلاع به مشتري  قبلي تعطيل و يا تغيير داده مي شود .

نتيجه :

مديران كنوني كشور در دوران 30-20 سال اخير تجربيات و سرمايه گزاري سنگيني در صنعت و كشاورزي خدمات ارزشمندي  انجام داده اند . متاسفانه بدنه بخش خدمات بعلت فرهنگ غلط و تحت عناوين دلالي ، كار غير فني ، عدم رضايت از كار خدماتي ، مفت خوري و غيره رشد چنداني نگرده است .

اينك زمان آن  است كه ارزش جديدي به خدمات و "" مديريت خدمات "" داده شود .  مديريان صنعتي بايد بدانند فقط مدير توليد هستند و بايد بسياري از كارهاي خدمات مورد نياز خود نظير خريد كالا و مواد اوليه ، فروش كالا و محصول ، تبليغات ، بيمه ، بانك ، تسهيلات ، دكوراسيون دفاتر ، حمل و نقل ، نظارت كارگاه و هزاران امور خدماتي را به موسسات خدماتي تخصصي بسپارند ، نمونه موفق امروز بهم رسيدن خدمات مهندسي و پزشكي است .

( 8 )

+ نوشته شده توسط احسان باقری در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 17:55 |

نقش اهميت پردازش پيام ها  در تحول تمدن ها

 

از : مهندس علي اصغر حمزه گودرزي

                                                    

 

                                   

 

از روزگاران ديرين و از عهد يونان باستان و عصر ارسطو در تعريف انسان گفته شد :  انسان عبارت است از حيوان ناطق .

اين تعريف تا زمان ما همچنان برجاست . اما با توجه به شرايط امروز جهان قطعا اين تعريف دو نارسائي عمده دارد . اول اينكه هنوز انسان را در رديف حيوان نگه داشته است و حال آنكه انسان امروز ميدان اقتدار خود  را آرام ارام به كل جهان خلفت مي كشاند . دوم اينكه تنها ويژگي او را بيان و زبان دانسته است . اگرچه بيان بازتاب انديشه است . اما امروز بشر در شرايطي است كه ديگر لازم نيست و لازم نمي داند همه انديشه خود را با بيان و نطق ادا و ايراد نمايد . اين تعريف مختص زماني بود كه انسان با ابزار فيزيكي بر حيوان چيره شده بود ولي مقهور طبيعت بود و تقريبا تمام انديشه و افكار خود را در قالب بيان و نوشته ايراد ميگرد .

اگر نيك بنگريم واطراف خود را خوب ارزش يابي كنيم ، شايد بتوان تعريف جديدتري از انسان ارائه نمود . اگر بعضي از حيوانات را مظهر چيزي نظير وفاداري ، درندگي ، دوندگي و . . . بدانيم كه مي تواند اسب ، شير و موش ، خرگوش و ... باشد ، بايد گفت : انسان موجودي است با حداكثر قدرت پردازش پيام . اگر به دوره هاي مختلف تحولات تمدن ها بنگريد ، ملاحظه خواهيد كرد، تحول در تمدن انسان ها ، زماني بوده است كه تغيير عمده و شگرفي در نحوه ارتباط و پيام رساني انسان ها بوجود آمده است .

ميليونها سال انسان در دوره شكار بود ، آدمي هيچ ارتباطي نداشت ، وقتي اولين ارتباطات شروع شد، با ابداع خط و نوشتن اولين خشت بناي تمدن بشر گذاشته شد . هزاران سال بعد كشف كاغذ و نوشتن روي پوست، باعث تحولات عظيمي در تمدن بشر شد . تهيه پول ، مسكوكات ، واحدهاي معاملات ، پست ، قانون گزاري ، جنگ ها، با وضع دولت و مردم ، كتابت و ... بوجود آمد . صدها سال بعد ، چاپ اولين كتاب و امكان معادلات علمي و فني را هزاران برابر كرد . ايجاد هزاران علايم جديد رياضي و كشف مباني علمي و آموزش فراوان و گسترده باعث گرديد ، بشر راه صد ساله و هزارساله را يك شبه طي كند و فقط دهها سال بعد رايانه ،  زندگي او را آنچنان متحول كرد و سرعت بخشيد كه هرگز در زندگي او سابقه نداشته است .

( 1 )

حال ديگر دانستن يك زبان و يا يك هنر براي گذران زندگي كافي نيست . خوب به اطراف خود نگاه كنيد، از لحظه اي كه از منزل خارج مي شويد تا آخرين ساعاتي كه به خانه بر ميگرديد، با هزاران پيامي روبرو هستيد كه ا اگر آنها را نتوانيد بخوانيد قطعا روز بي ثمر و بي نتيجه اي را خواهيد داشت . پلاك خانه شما ، نام خيابان ، هزاران تابلوي راهنمائي و رانندگي ، تابلوي ادارات ، تابلوهاي تبليغات ، راديو اتومبيل تان ، دهها روزنامه ، دهها برگ و برگه سفيد و موثر ، جلسات متفاوت ، اخبار سياسي و اقتصادي ، بورس و بازار ، بانك و بيمه هاي متعدد ، كارو حرفه خودتان و هزاران هزار اخبار و اطلاعات متفاوت كه هر كدام به نحوي در سرنوشت شما موثر است ، شما را آنچنان احاطه كرده است كه بايد گفت امروزه : سرنوشت راب ايد از سرنوشت. درست خوانديد سرنوشت را بايد هم از سر نوشت ( از نو نوشت ) و هم بايد از سرنوشت ( از مغز و با استفاده از قدرت پردازش )

اگر تا ديرو شاعري ، نويسنده اي و معلمي و يا پدرتان مغز شمارا بكار مي گرفت كه سرنوشتتان را بسازد، امروز كل جامعه جهاني مغز شما را بكار گرفته اند . اگر تا ديروز حرف پدرتان را پردازش نمي كرديد ، شايد فقط شما مشكل كمي پيدا مي كرديد . اما اگر امروز حرف هزاران نفر نظير پاسبان راهنمائي ، پزشك ، مهندس ، رفتگر ، مغازه دار ، رئيس ، همكار ، متصدي بانك و غيره را گوش نكنيد و حرف آنها را درست پردازش نكنيد ، يك لحظه آرامش نخواهيد داشت .

كافي است شما هم يكي از كساني باشيد كه بتوانيد پيام خوبي به اين اقيانوس پيام ها ارسال كنيد . به هزاران سال قبل برگرديم . در آن روزگاران انسانها براي تبادل نيازهاي خود ، خود سفر مي كردند و حضورا رفع نيازمي كردند ، فردي گوشت شكار خود را با گندم ديگري عوض مي كرد . هزاران سال بعد ، وقتي پول اختراع شد ، مي توانست با پول هر كالاي مورد نياز را خريداري كند . پس كار خيلي راحت شد .

پس هركس پول بيشتري دارد راحت تر است . امروز شما با داشتن تلفن ، بانك ، بيمه مي توانيد بدون آنكه از شهر خود و حتي از دفتر كار خود خارج شويد، هر كالائي را از هرجاي جهان خريد كنيد و هزاران نفر دست به دست  كالاي شما را بدستتان مي رسانند . پس هر كس پيامگير و پيام رسان بهتري است زندگي بهتري دارد .

اگر شما هم قبول داريد كه : كالا / واحد زمان   =    انرژي

آدمي در عهد عتيق با صرف انژري و زمان زياد ، كار بسيار كم انجام مي داد و نفر عهد جديد مي تواند با انرژي كم و

( 2 )

زمان اندك كار بسيار زيادي را انجام و ثروت و راحتي بيشتري را دريافت نمايد . چرا ؟ !  وقتي مي گوئيم ، ثروت باز هم حجم پول در بانك نيست . امروز به بياني ثروت همه جهان در اختيار يك فرد و يك فرد در اختيار همه جهان است .

تفاوت در بازده است ، كار نفر اول ، تقابل فرد با فرد است بدون امكانات و سرنوشت نفر دوم در تعامل فرد است با جامعه اي كه هر كدام مي توانند پيام مورد نظر را دريافت و عمل نمايند .

امروز بشر مي تواند فقط با پردازش اطلاعات و ارسال پيام ها ، دستگاهي را در مريخ به كاوش وادار نمايد  .  در بيمارستان قلبي را عمل نمايد . در آن واحد چندين پروژه در چندين نقطه جهان را مديريت و رهبري نمايد . ميليونها قبض آب و برق و تلفن و گاز را فقط ظرف چند دقيقه پرداخت و پردازش و به حساب صاحبان آن بريزد . هر نوع غذائي را سفارش دهد › مالك هر هتل و يا صندلي هواپمائي در هر نقطه و زمان مشخصي باشد .

امروز انرژي روز بروز گران مي شود تا كار ارزش بيشتر و زمان ارزش كامل بشر شود › رايانه انسان را آرام آرام به شرايطي مي برد كه با كمترين زمان ، انرژي بسيار شگفت انگيز آزاد شود ، از آنجائيكه انرژي با كار برابر است ، پس مقدار عظيمي كار صورت ميگيرد .

حال امروز سري به وضعي خودمان مي زنيم ، چرا در كشور ما اينقدر انرژي هدر مي رود ؟! چرا كارها اينقدر كند و بد انجام مي شود ؟!

چرا سهميه بندي انرژي هيچ كارآئي در ترافيك و حمل و نقل شهري نداشت ؟! چرا همه ، مديريت را نشانه همه ناكاميها گرفته اند ؟! آيا مديريت درمان همه دردهاست ؟!  آيا واقعا اتومبيل ، رايانه ،شهر ، تمدن ، انرژي در خدمت آسايش ماست ؟! يا ما و عمر ما و زندگي و آسايش ما براي اتومبيل داري ، رايانه داري ، تمدن داري ، انرژي داري و غيره تلف و بهدر مي رود ؟!  و هزان سئوال ديگر ، زياد فكر نكيند ، داريم آرام آرام پاسخ سئوال هايمان را ميگيريم .

ببنيد آيا براي يك آدم بي سواد چه ثمري از ميليون ها كتاب و نوشته و روزنامه هست ؟ هيچ . در حقيقت او از ميان اينهمه پيام هاي روزمره و گنجينه هاي فراوان علمي و عملي ، توانائي برخورداري بسيار كمي دارد . راست گفته اند كه آدم بي سواد كور است . آدم بي سواد اگرچه بيان دارد ولي قدرت پردازش بسيار كمي از اطلاعات حواشي زندگي خود دارد.لذا زندگي وبسياري ازمزاياي تمدن يا براي او ثمري ندارد ويابهره بسيار كمي دارد.حالا سري به شهرخودمان بزنيم .

 ( 3 )

شهر ما براي رانندگي مفيد و موثر ، ميليونها تابلو راهنمائي و رانندگي دارد . بسيار افراد كه  اتفاقا و اغلب هم باسوادند ، اما گويا سواد خواندي و قدرت پردازش اطلاعات مربوط به رانندگي را ندارند .خط ممتمد و غير ممتد براي آنان گويا بي تفاوت و حتي وجود ندارد . بعبارت بهتر اين پيام به آنان نرسيده است . درست مثل آدمي كه بعلت بي سوادي نمي تواند شماره بگيرد و تابلوئي بخواند ، هرچند بالاخره و بنحوي شماره تلفن مي گيرد و صحبت هم مي كند وبالاخره به آدرس خود هم مي رسد .

راهنمائي و رانندگي امروزه داراي قوانين و پيام هاي چند لايه است . لايه اولي راهنمائي و رانندگي ، علائم و تابلوهاي ارشادي و بازدارنده است . اين علائم ثابت اند و مي توانند جهت گيري شما را تسهيل كنند . وضع اين مرحله در كشور ما بد نيست ، اگرچه پليس مجبور است گاهي دهها برابر موارد ضروري تابلو نصب كند تا شايد به كارآئي لازم برسد .

لايه دوم ، قوانين حركتي هستند . اين قوانين در كشور ما به هيچ وجه رعايت نمي شود . بيشتر اين قوانين در سطح جاده است و زير پاي راننده . انواع خط هاي عبور و مرور ، چهارراهها ، ميدان ها ، خلق شده اند تاحركت اتومبيل ها و مردم آسان شود ، اما نمي شود . راستي چرا پليس و شهرداري هر روز با نصب جداول بتني و فولادي ، حصار بيشتري بر دور و مسير حركت مردم مي كشند ؟!  چون وقتي يك خط ، پيام خود را نميرساند پس ناچار با بتن و فولاد اورا بايد متوجه منظور قانون گزار بنمايند .

وقتي نمي توانيد از تلفن و نامه استفاده كنيد بايد هزينه انجام كار خود را با پرداخت هزينه ،وقت و حركت فيزيكي انجام دهيد . وقتي يك بزهكار خلاف اجتماعي انجام مي دهد ، قانو گزار با محصور كردن او بنام زندان ، فعاليت اجتماعي او را محدود مي كند . در حقيقت پليس و شهرداري بزهكاران رانندگي را با نصب انواع حصارهاي بتني و فولادي، محدوديت جابجائي را براي مردم بوجود مي آورند .

مراحل آئين جابجائي و ترافيك و پردازش اطلاعات مربوطه

مرحله اول

با اعلام بازدارنده و ارشادي

مرحله دوم

با قوانين حركتي در اختيار راننده

مرحله سوم

با پردازش ذهني اطلاعات راننده و پليس

مرحله چهارم

با كمترين علائم فيزيكي و حداكثر پردازش اطلاعات

( 4 )

و سومين مرحله و لايه ، قوانين تكميلي هستند :

اين سلسله قوانين فقط با پردازش ذهن راننده پياده مي شود . راننده ، با سواد ترافيكي وارد چههارراهي نمي شود كه قبلا بهر علت مسدود شده است . او مسير خود را قبلا انتخاب واز اين كه مسير او نيست سو استفاده نمي كند . بدون جهت در سطح مسير توقف نمي كند . سرعت هاي خود را با ديگران تنظيم مي كند . نه كندتر و نه تندتر .

در اين مرحله پليس هم مي تواند تكنولوژي هاي جديد را براي افزايش بازدهي جابجائي بكار بگيرد .

 آيا بنظر شما ما در همان مرحله و لايه اول نظام راهنمائي و رانندگي شهر نمانده ايم ؟!  بعبارتي ما فقط قدرت بازدارندگي پليس را درك ميكنيم و هيچ از قدرت پردازش ذهني خود استفاده نمي كنيم .

حاصل و نتيجه اين عدم توجه ، عبارت است از بهدر رفتن ميليارد ها ساعت كار ، ميلياردها ليتز بنزين ، آلودگي هوا ، آلودگي صوتي ، بيماريهاي روحي و رواني ، فقر جامعه ، تطوين پروژه ها و امورات مردم .

آنچه كه در مورد ترافيك گفته شد صرفا بعلت عيني بودن و درگير بودن و مملوس بودن از سوي اقشار مردم است . والا نمونه هاي بي سوادي تمدني در تمام شئونات ، نظير قوانين اقتصادي ، روابط اجتماعي ، مديريت و امورات ديگر زندگي اظهر من الشمس است .

در دنيائي كه يك رانندگان به چهارمين مرحله جابجائي كه همان حذف انواع تابلوهاي بازدارنده است و صرفا تابلوهاي ارشادي تكافو مي كند و اتومبيل ها مجهز به GPS   هستند ، چگونه مي توانيم در چين چنبره اي از ميليونها علائم بازدارنده ، ديوارهاي بتني و فولادي، عدم رعايت حقوق ديگران وغيره فعاليت مفيد و موثري در جابجائي شهري داشته باشيم . در حقيقت در دنيائي كه پليس و مردم با استفاده از قدرت پردازش اطلاعات  ، بكارگيري ذهن مخاطب ( مردم ) كارآئي خود را به مرز 100% رسانيده اند . ما بدون توجه به اين توانمندي شگفت انگيز بشر و صرفا با پيام رساني سنتي گردونه تمدن خود را كندي نمائيم .

امروزه رايانه ها و هزاران وسايل ارتباطي و پردازش اطلاعات در منازل و ادارات و محل كسب و كار ما ، صرفا جنبه و نقش كتابخانه هائي را دارد كه در خانه افراد بي سواد باشد.  

 

+ نوشته شده توسط احسان باقری در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 17:49 |

                      حوزه های پیاده سازی   5S در فناوری اطلاعات

 

 

مفهوم   5S

   5S سيستمي و فني براي بهسازي و آراستگي در محيط کار مي باشد که به منظور برقراري و حفظ فضاي کيفيتي در يک سازمان به کار گرفته مي شود و وجه تسميه آن پنج کلمه ژاپني است که عبارتند از تفکيک، ترتيب، تميزي، تداوم و تعليم سيستم 5s پس از جنگ جهاني دومدر ژاپن شکل گرفت که در سه دسته از صنايع مورد استفاده قرار گرفت.دسته اول صنايعي که رعيت بهداشت و نظم از زيرساخت هاي اساسي آن است.دسته دوم، سازمان هاي خدماتي مانند هتل ها، سوپرمارکت ها، کتابخانه ها و غيره را در بر مي گيرد. دراين سازمان ها،مشتری با محيط سازمان تماس مستقيم و نزديک دارد. حساسيت بالاي مشتريان اينگونه از سازمانها به تميزي، نظم و سرعت پاسخگويي به خواسته هايشان موجب مي شود که اين سازمان ها براي بقا و رقابت ناچار باشند و اصول خاصي را رعايت نمايند. دسته سوم شامل سازمان هاي پيشرويي است که به اهميت مباحثي مانند انسان-ماشين، انسان-کار و انسان- محيط توجه خاصي نموده است. هدف اصلي 5s بهسازي فرآيند هاي سازمان و حذف اتلاف زمان، انرژي و سرمايه سازمان است.

برخي از مزاياي پياده سازي 5S عبارتند از: ايجاد نظم فراگير، زمينه سازي برقراري انظباط سازماني، کاهش ابهام در کار، زيباسازي محيط کار، بهبود روابط کارکنان، افزايش راندمان و کارايي، کاهش هزينه ها، افزايش طول عمر ابزار و ماشين آلات، جلب نظر مشتريان و غيره.

 

حوزه های پیاده سازی   5S در فناوری اطلاعات


با توجه به کاربردها و حوزه های عملکردی فناوری اطلاعات در سازمان می توان دو رویکرد عمده برای استفاده از مدل کیفیت 5
s در بهینه سازی فناوری اطلاعات سازمان گزینش کرد.


1- فناوری اطلاعات و کاربردهای درون سازمانی

 
این رویکرد شامل نرم افزار ها و سخت افزارهای مختلفی است که در داخل سازمان برای استفاده و تسهیل امور کارکنان استفاده می شوند که می تواند شامل ابزارهای ارتباطی شبکه ای, چاپگرها, اسکنرها, محیط های نرم افزاری و پایگاه داده های عمومی و اختصاصی سازمان باشد.

 

2- فناوری اطلاعات و کاربردهای برون سازمانی


در این رویکرد نیز همه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نرم افزاری و سخت افزاری که از روش های مختلف با هدف خدمات دهی به مشتریان و مخاطبان سازمان تهیه شده اند مورد توجه قرار خواهند گرفت به عنوان مثال وب سایت سازمان یا کیوسک های اطلاع رسانی و...از این جمله هستند.


دلایل تقدم در استفاده از مدل 5
s در بهسازی کاربری فناوری اطلاعات


اهمیت زیرساختی فناوری اطلاعات در بهینه سازی روندها و فرآیندهای سازمانی از یک سو و قابلیت هایی حاصل از تلفیق آن ها با
5S در جهت افزایش کارایی خدمات سازمان از سوی دیگر دلیل عمده در بهره برداری از این مدل می باشد که نتایج کلی آن به شرح زیر خواهد بود:


1- تعداد خطاهای سیستمی و انسانی کاهش می یابد.

2- عملکرد عمومی سازمان افزایش خواهد یافت.

3- زمان جستجو ربای اسناد با اشیا کاهش می یابد.

4- موجب افزایش رضایت مشتریان خواهد شد.

5- عمر ماشین الات و تجهیزات سازمانی افزایش می یابد.

6- انظباط خودکار در تمامی سازمان به وجود می آید.

7- با حذف دوباره کاری و موازی کاری باعث افزایش تمرکز و رشد خلاقیت می شود.


مفهوم و روش اجرای
5S

ابعاد پنجگانه 5s به شرح زیر هستند و برای توسعه این مدل کیفی در فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی می توان روی هر یک از این ابعاد به بررسی و تحلیل پردخت.


S1- تفکیک و تعمیر (Seiri)

S2- ترتیب و تنظیم (Seiton)

S3- تمیزی (Seiso)

S4- تداوم و ایمنی (Seiketsu)

S5- تعلیم و انظباط (Shitsuke)

تفکیک و تعمیر (S1)

اگر روزی به صورت سرزده به اتاق و میز یکی از کارشناسان سازمان مراجعه کنید خواهید دید که بدون هیچ نظمی تعدادی سی دی, دیسکت روی میز افتاده است یا در گوشه ای از اتاق یک مانیتور بدون استفاده مانده است و یا در رایانه کارشناس فایل ها فارغ از نظم و استانداردی عمومی ذخیره سازی شده اند به گونه ای که یافتن فایلی خاص بدون حضور خود کارشناس تقریبا غیرممکن است. از این رو بحث تفکیک و ساماندهی این ابزارها و امکانات سخت و نرم افزاری ضرورت می یابد.

امروز به همان نسبت که ذخیره اشیا و اسناد اهمیت دارد دور ریختن اقلام زاید نیز حایز اهمیت است. اولین گام در تفکیک و ساماندهی, مشخص کردن اهداف است. در واقع تفکیک سازماندهی هنر دور ریختن اشیا و اسناد غیر ضروری است. بنابراین با توجه به محدودیت های نرم افزاری و سخت افزاری در فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی از نظر جا به جایی, هزینه, فضای نگهداری فیزیکی و مجازی و غیره تفکیک و ساماندهی در فناوری اطلاعات بسیار با اهمیت خواهد بود و ضروری است که برای تداوم آن یک سری استانداردها و اصول کلی از سوی کمیته توسعه کیفی سازمان برای این کار تعریف شود. به عنوان مثال در ساختار سازمان های مجازی که بالای 90 درصد فرآیندهای آنها در وب سایت اتفاق می افتد بحث تفکیک و تعمیر بسیار حیاتی است چرا که با تفکیک مناسب اطلاعات و امکانات امکان تسهیل دسترسی برای مشتریان فراهم می شود و در نتیجه رضایت آنها را به همراه خواهد داشت. تصور کنید که در سایت اخبارمربوط به یک کنفرانسی که تاریخ آن گذشته است بدون طبقه بندی مناسب زمانی در اختیار کاربر قرار گرفته باشد و وی ناآگاهانه در این کنفرانس ثبت نام کرده باشد.
تفکیک
روش اجرایی کار در فاز تفکیک شامل موارد زیر است:

1- تهیه برگه ها با فایل هایی مخصوص تعیین وضعیت سخت افزارها و نرم افزارها
با تهیه این برگه های تعیین وضعیت می توان نسبت به هریک از ابزارهای فناوری اطلاعاتی موجود یک شرح وضعیت تهیه کرد و آن را برای اجرایی شدن در اختیار کارشناسان مربوطه قرار داد.
2- شناسایی اقلام مورد نیاز, زاید و قابل تعمیر

در این مرحله همه اقلام و ابزارها و همچنین فایل هاو اسناد موجود مورد بررسی دقیق قرار می گیرند و قابلیت های کاربردی, غیر کاربردی و قابل تعمیر انها تعیین می شوند. به عنوان مثال اگر دستگاه چاپگری هم اکنون غیر قابل استفاده است مورد بررسی قرار می گیرد و اگر شرایط استفاده مجدد را داشت برای تعمیر ارسال می شود و اگر غیر قابل استفاده بود از محل دور می شود.

3- دور کردن اشیا زائد از محیط کار

این مرحله شامل خارج ساختن تمامی اشیا و اسناد مکتوب و الکترونیکی غیر ضروری از محیط کار است.
4- تفکیک اشیا زائد

در این مرحله اشیا را به دو گروه قابل فروش و غیر قابل فروش تقسیم می کنیم. همچنین اگر بخش هایی از یک دستگاه مثل چاپگر قابل استفاده به عنوان یدکی وسایل مشابه است باید از دستگاه مستعمل جدا و تفکیک شوند.
5- تعیین تکلیف اشیا زاید

دراین مرحله وضعیت اشیا غیر قابل استفاده تعیین می شود یعنی یا آنها را دور می ریزند یا اگر به صورت الکترونیکی هستند پاک می شوند.

6- پیشگیری از پدید آمدن اشیا و اموال زاید

در این مرحله با توجه به استانداردهای موجود و همچنین امکانات کمی و کیفی موجود از به هم ریختگی مجدد اشیا و اسناد جلوگیری می شود. به عنوان نمونه کیس های کامپیوترها را روی یک پایه متحرک با ارتفاع 10 سانتی متری از روی زمین قرار می دهیم و از قرار دادن آنها در کنار مانیتور و روی میز خودداری می کنیم. یا برای به اشتراک گذاری اسناد و فایل های اداری مسیر ها و نشانی ها مشخصی را تعریف می کنیم.
تعمیر
این بخش از کار اختصاص به بررسی وضعیت سخت افزارها و نرم افزارهای قابل تعمیر دارد. به عنوان نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- بررسی وضعیت داکت ها و نود های شبکه سازمان

2- بررسی وضعیت رایانه های موجود از جنبه مشکلات سخت افزاری

3- رفع معایب نرم افزارهای عمومی و تخصصی رایانه ها

4- تعمیر دستگاه های جانبی همچون فتوکپی, چاپگر, اسکنرو...

5- تهیه نسخه های پشتیبان از نرم افزارها و اطلاعاتی که احتمال آسیب دیدگی دارند.

6- رفع معایب ناشی از حملات ویروسی در رایانه ها و شبکه ها

7- حل مشکلات و باگهای موجود در سایت سازمان

ترتیب و تنظیم(S2)

در این فاز رویکرد اصلی استفاده از مدیریت کارکردی و حذف جستجو است. اگر همه فایل ها و ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری با توجه به کاربردهای آنها در جای مناسب و مشخصی قرار گیرند محل کار همیشه منظم و مرتب خواهد بود و سرعت دسترسی به اطلاعات و کارایی استفاده از امکانات بالاتر خواهد رفت. در ساختار سازمان های مجازی نیز این موضوع اهمیت فوق العاده دارد و رعایت آن مانع از به هم ریختگی صفحات سایت با اطلاعات غیر مرتبط و ناهمگون می شود.

گامهای پیاده سازی ترتیب و تنظیم عبارتند از:

1- تحلیل وضعیت موجود

در این مرحله به ساختار و وضعیت موجود و شرایط مطلوب برای ایجاد نظم و ترتیب واقعی توجه می شود و بر این اساس فرآیندهای کاری شناسایی و تعیین می گردند.

2- تعیین محل صحیح استقرار اشیا و اطلاعات

در این مرحله روش ها و اصول ایجاد نظم شناسایی و تعیین می گردند و محل جایگذاری همه اطلاعات و اشیا تعیین می شود.

3- مشخص کردن نحوه قرار گیری اشیا در محل تعیین شده

در این مرحله اصول دسترسی آسان و ایمن به اطلاعات و اشیا تعیین می شود.

4- ترغیب کارکنان به رعایت مقررات قرار گیری اشیا و اطلاعات

در این مرحله از همه کارکنان خواسته می شود بر اساس اصول موجود اطلاعات و اشیا را طبقه بندی کنند و پس از استفاده به جای خود بازگردانند.

تمیزی(S3)
محیط فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به دلیل حساسیت های کاربری باید از جنبه فیزیکی و مجازی بسیار پاکیزه باشند و عاری از هر گونه آلودگی ویروسی, صوتی, اشعه ای و ... باشند. بنابراین یکی از اهداف مهم فعالیت های تمیزی در 5
S حذف کامل آلودگی ها و از میان بردن جزیی ترین خطاها و کاستیها در نقاط حساس و کلیدی است.

در توسعه تمیزی برای فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی می توان مساله از دو جنبه ساخت افزاری و نرم افزاری مورد توجه قرار داد. در رویکرد سخت افزاری در هنگام نصب و در طول نگهداری اشیا مختلفی همچون کابل ها, داکت ها, رک ها, هاب و سویچ ها, کیبوررد, ماوس و... باید نهایت دقت را در نظافت و تمیزی اشیا به کار برد و از ورود گرد و غبار و یا کثیفی آنها جلوگیری کرد.

در زمینه آلودگی های نرم افزاری نیز باید به ویروس ها و کرم ها و همچنین نرم افزارهای جاسوسی که می توانند باعث تخریب و تهدید اطلاعات شوند توجه کرد یعنی با استفاده از نرم افزارهای ضد ویروس مانع از آلودگی محیط مجازی سازمان شد و هر از چند گاهی سیستم ها را مورد پاک سازی قرار داد. همچنین از تجمع فایل های الکترونیکی غیر ضروری جلوگیری نمود.

در زمینه آلودگی صوتی حاصل از دستگاههای الکترونیکی مختلف باید این موضوع را به هنگام خرید و استفاده از آنها مورد توجه قرار داد و همچنین با توجه به تاثیرات این ابزارها از نظر تولید اشعه های مضر باید فاصله مناسب را با کارکنان ایجاد کرد.

تداوم و ایمنی (S4 )

این مرحله عبارت است از تداوم, استاندارد سازی و حفظ وضع مطلوب ناشی از اجرای تفکیک, ترتیب و تمیزی و رعایت ایمنی در کار و توسعه آن مانع از دوباره کاری یا اعمال سلیقه در کار می شود. شاید این مرحله مهمترین بخش در گرایش سازمان ها به یک فعالیت سیستمی و قطع وابستگی امور به اشخاص و قابل تسری باه سایر S ها باشد. همچنین با توجه به توسعه بسیار زیاد فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در سازمان ها و خشک و مجازی شدن سازمان ها این کار می تواند باعث افزایش جذابیت محیط گردد.
در این مرحله استانداردهای مربوط به تعداد, نوع و کیفیت ابزارهای فناوری اطلاعات سازمان تعیین می شود و باید سعی شود از جنبه استانداردهای اندازه, کیفیت, رنگ و سایر موارد از سایر اداوات و ابزار اداری سازمان پیروی نماید. در این مرحله است که تعداد دستگاه ها و تجهیزات مورد نیاز در کل سازمان و در هر یک از زیر مجموعه های آن معین می گردد و همچنین محل قرار گیری آنها بر اساس سایر امکانات تعیین گردد. یکی از ضرورت ها در توسعه و تداوم 5
S در سازمان حمایت و توجه مدیریت ارشد سازمان به این مقوله و تلاش در جهت بهسازی امور از طریق این حمایت هاست که می تواند با تبیین اهداف و گزارش دستاوردهای توسعه 5S در سازمان برای مدیران همراه باشد. با حمایت یافتن 5S از مدیریت ارشد باید به سراغ سایر کارکنان رفت و همکاری و مشارکت همگانی را برای این کار از آنها خواستار شد. همچنین با توجه به حساسیت اطلاعات و ابزار فناورانه مورد استفاده باید نهایت دقت را در کاربرد آنها داشت تا از آسیب های احتمالی جلوگیری کرد. به عنوان مثال با خاموش کردن همه رایانه ها پس از پایان ساعت اداری ار خطرات ناشی از افت فشار برق جلوگیری کرد.
تعلیم و انظباط (
S5)

در این مرحله هدف اصلی جایگزین کردن اصول صحیح با روش ها و شیوه های نادرست انجام کار است که باید از طریق آموزش شیوه های درست و تمرین انجام می گیرد. با این کار زمینه لازم برای گسترش فرهنگ خود انظباطی جلب نظر مشتریان و افزایش تعلق سازمانی فراهم می گردد.

از آنجا که فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی مدام در حال تغییر و توسعه هستند و ورود هر یک از این فناوری های سخت افزاری و نرم افزاری به جریان کار ممکن است برای کارکنان و مشتریان توام با مخاطراتی باشد توسعه آموزش های مختلف می تواند زمینه را برای افزایش کارایی ابزارها و نیروهای سازمان فراهم آورد. به عنوان مثال اگر در سایت سازمان روند جدیدی تعریف شده است که اقدام برای آن مستلزم آگاهی کاربران است باید بخش ویژه ای را برای آموزش آن روند در نظر گرفت.

ایجاد برنامه های اموزشی مداوم و یکپارچه برای همه کارکنان و مشتریان می تواند برای توسعه تعاملات سازمان موثر باشد. از این رو لازم است یک برنامه استراتژیک برای سازمان تهیه و تدوین کرد و از شیوه ها و ابزارهای مختلف آموزشی بهره گرفت.

نتیجه
در این مقاله سعی شد به طور کلی با قابلیت های توسعه تکنیک 5
S در بهره برداری مناسب تر از فناوری اطلاعات سازمان و یادر ساختار سازمان های مجازی مورد اشاره و مطالعه قرار گیرد. همانطور که از ساختار متن بر می اید تکنیک 5S تا حد بسیار زیادی بر فناوری اطلاعات و قابلیت های ان منطبق است و می توان با استفاده از آن باعث توسعه کمی و کیفی فعالیت سازمان شد.

توصیه می شود برای آگاهی از جزییات بیشتر در مورد نحوه استفاده از این تکنیک در ساختار سازمانها به خصوص در عرصه فناوری اطلاعات به مطالعه دقیق تر 5S پرداخته شود و محورهای قابل انطباق فراوان آن را با فناوری اطلاعات مورد توجه و تحلیل و کاربرد قرار داد.

 

ارسال شده توسط سركار خانم فروزنده صفدر زاده

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 10:14 |

شش سيگماي بانكي

 

     بانكها اغلب جز سازمانهاي پيشرو در كسب و كارها به حساب مي آيند . اين پيشتازي دلايل بسياري دارد كه از آن جمله مي توان به كم بودن موانع مالي براي پيشبرد  طرح ها و مدلهاي نوآورانه ، جذب نيروهاي خلاق ، آگاه و هوشمند و تغييرات شتابنده در اين عرصه و .... اشاره كرد .  با اين حال بانكها در بسياري مواقع از  بكارگيري مدلهاي و تكنيكهاي موثر و كارا غفلت مي ورزند . شايد اين غفلت از آن رو است كه مديران بانكي تصور مي كنند اين مدلها و تكنيكها در بانك كاربردي ندارد . درست است كه زادگاه و كاربرد اصلي بسياري از  مدلها و تكنيك ها در صنعت است اما  با اعمال تغييراتي مي تواند از آنها در ديگر عرصه هاي كسب و كار بهره برد. در اين مجال قصد بر آن است تا به يكي از اين تكنيك ها به نام 6 سيگما و لزوم توجه به آن در بانك نظري بيافكنيم . البته موضوع شش سيگما  به عنوان يك فلسفه مديريتي مد نظر است نه  ابعاد تكنيكي آن . مديران بانكي مي توانند با شناخت  فلسفه اين تكنيك و تكنيكهاي مشابه تصميم بگيرند كه براي حل مسائل خود از آنها بهره گيرند يا نه .

اما بايد ديد شش سيگما چيست و آيا بانكها به آن نياز دارند يا نه ؟

    شش سيگما يك فلسفه مديريتي و در زمزه مسائل مربوط به موضوعات كيفيت است كه اول بار در دهه 1980 در شركت موتورلا متولد شد . سالها بعد با به كارگيري آن در سازمانهاي برجسته اي چون جنرال الكتريك و مك دونالد و .... به اوج محبوبيت رسيد . اثرات به كارگيري آن به حدي بود كه       " جك ولش" مدير عامل افسانه اي شركت جنرال الكتريك آن را مهمترين برنامه طول تاريخ جنرال الكتريك ناميده است .

     هدف شش سيگما موثرتر كردن و كاراتر كردن سازمان است . با توجه به اينكه كيفيت امروزه با رضايت مشتري سنجيده مي شود مشتري راضي تر يعني  سازمان با كيفيت تر و  منظور از اثربخشي در اين تكنيك هم توانايي سازمان در برآورده كردن نيازها و خواسته هاي مشتريان است .  كارايي در اين تكنيك به معني استفاده صحيح از منابع براي نائل شدن به اهداف  مذكور است . ذكر اين نكته ضروري است كه برخي به اشتباه تنها بر كارايي اين تكنيك تمركز دارند يعني آن را صرفا با حذف خطا و كاهش دوباره كاريها و ... مترادف مي دانند و از هدف آن كه جلب رضايت مشتري و نهايتا سود است غفلت مي ورزند .

    همانگونه كه در فوتبال يك بازي تماشايي و تاكتيكهاي موثر حمله در كنار خطاهاي كم پيروزي را براي تيم به ارمغان مي آورد در سازمان نيز دركنار تمام استرات‍ژيهاي درآمد زا ، صرفه جويي متكي بر پيشگيري از خطا مي تواند به كسب سود از رهيافت كسب رضايت مشتري منجر شود . شش سيگما يك مبناي قابل اندازه گيري براي بهبود فرآيندها در همين راستاست . يك روش براي حل استراتژيك مسئله هاست . مسائلي كه با اهداف ارتباط تنگاتنگ داشته و بيشترين اثر را برروي آن دارند .

اما شش و سيگما خود به چه معنا هستند ؟   

    سيگما از مفاهيمي آماري است كه دلالت بر انحرافات دارد . انحرافات يعني نوسانات يك فرآيند . يعني چقدر خطا در يك سازمان رخ مي دهد . اين مفهوم از آن جهت مهم است كه مشتريان به انحرافات توجه مي كنند نه ميانگين ها . يعني اينكه متوسط زمان انتظار براي دريافت خدمت چقدر است براي او مهم نيست . مهم آن است كه نمي داند 2 دقيقه بايد منتظر دريافت خدمت باشد يا 2 ساعت . طبق محاسبات آماري، 6 سيگما به معني 3 تا 4 تجربه ناخوشايند در يك ميليون فرصت خدمات رساني است . با اين تعداد مي توان مدعي بود كه 6سيگما يعني كمترين نوسان در فرآيندها . توضيح بيشتر آنكه وقتي شما در سطح 1 سيگما هستيد تنها 30 درصد كارها را به درستي انجام مي دهيد . به معني دقيقتر يعني نزديك 700 هزار تجربه ناخوشايند در يك ميليون فرصت خدمت رساني . اين عدد براي 3 سيگما عددي برابر 66807 است و براي 4 سيگما 6210 . جالب است بدانيم بسياري از سازمانها در سطح 1 تا 3 سيگما قرار دارند . اين عددها به نوبه خود جالب توجه و نگران كننده اند . زماني كه پي مي بريم مشتري ناراضي تجربه خود را با تعداد بيشتري از افراد در ميان مي گذارد اين موضوع از نگراني به فاجعه براي سازمان تبديل مي شود  . زماني كه سازماني در 3.8 سيگما قرار دارد 99 درصد اوقات خوب عمل مي كند . اما اين يك درصد در يك سازمان بزرگ معادل 20 هزار خطاي تايپي است ، در يك فرودگاه بزرگ 4 حادثه هوايي و ... . مي بينيم كه حتي فكر اين كه ما در بانك با چه درصدي از خطا كار مي كنيم نگران كننده و در ديد كلان فاجعه است . زماني كه اين نگراني و دغدغه در ما ايجاد شد  6 سيگما هم آغاز مي شود .  پس تا زماني كه كسي دغدغه رضايت مشتري و سود را نداشته باشد و نپرسد كه چرا بانك خدمات بد ارايه مي دهد تفكر 6 سيگما متولد نخواهد شد .  

   شش سيگما كمك مي كند تا بتوانيم مسائل مربوط به فرآيندهايي را كه بيشترين رضايت مشتري را به منظور افزايش سود حاصل ميكند اندازه بگيريم ، تجزيه و تحليل كنيم ، بهبود بخشيده و كنترل كنيم . قدرت اين تكنيك در تلفيق قدرت فرآيندها و انسانها نهفته است . مزيت اين تكنيك آن است كه همه سطوح سازمان  را از مدير ارشد تا لايه هاي عملياتي در گير مي كند و ضمن تضمين تعهد به آن در لايه هاي مختلف سازمان به آنها مي آموزد كه چگونه سطح بالايي از عملكرد را نگه دارند. 

    بي شك امروز بانكها با تعداد خطاهاي بسياري در ارايه خدمت به مشتريان روبرو هستند . شناخت ، اندازه گيري و بهبود و كنترل آنها براي كسب رضايت مشتريان و در نهايت كسب سود از اهم موضوعات مبتلابه بانك است . حساسيت نسبت به اين موضوعات و انگيزه براي يافتن راهكارهاي مديريت ما را به سوي فلسفه شش سيگما هدايت مي كند . شكي نيست كه  تاكتيكهاي شش سيگما براي بانك با صنعت تفاوت دارد . اما اين مي توان از آن براي اهداف ياد شده در بانك بهره گرفت . بانكها هر روز فرصت هاي بسياري را براي ارايه خدمت به مشتريان از دست مي دهند پس جا دارد در كنار بسياري از تكنيكها و رهيافتهاي براي درآمد زايي به صرفه جويي هاي ناشي از كم كردن خطاهاي خود بيانديشند و 6 سيگما كمكي است در اين جهت . بهر طريق براي بردن در بازي رقابت تنها كساني موفق اند كه در كنار بازي خوب ، كمتر خطا كنند .

 

+ نوشته شده توسط احسان باقری در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 9:45 |